زمین گوئی به پیش پای عشق است
کفی افلاک از دریای عشق است
ز اول تا به آخر آنچه بینی
به بازار جهان سودای عشق است
در این مستان لایعقل شب و روز
بپا هنگامه و غوغای عشق است
بگفتم عقل چبود عاشقی گفت
گل خود رویی از صحرای عشق است
صف محشر زند بر هم ز مستی
هر آنکو مست از صهبای عشق است
ز دنیا کم نکوهش کن که آن را
چو نیکو بنگری دنیای عشق است
دو عالم صورت عشق است آنگاه
در این صورت علی معنای عشق است
صغیر از آرزوها دل تهی کن
که یکدل داری آن هم جای عشق است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره اهمیت و قدرت عشق در زندگی انسانها صحبت میکند. شاعر بیان میکند که زمین و آسمان، همه تحت تاثیر عشق قرار دارند و واقعیات دنیا در نهایت به عشق مربوط میشوند. شب و روز برای او به خاطر عشق به شور و هیجان گذرانده میشود. عشق از نظر شاعر، عمیقتر از عقل و خرد است و خود را در زیباییهای عشق میبینیم. او به نقش عشق در زندگی و معنای عمیق آن اشاره کرده و میگوید که اگر به جهان نگاه کنیم، در حقیقت دنیای عشق را مشاهده میکنیم. در نهایت، توصیه میکند که از آرزوهای بیپایان دل بکَنیم و تنها بر عشق تمرکز کنیم.
هوش مصنوعی: زمین انگار در برابر عشق زانو زده است و آسمانها مانند یک کف از دریای عشق به نظر میرسند.
هوش مصنوعی: از ابتدا تا انتهای زندگی، هر چیزی که در دنیای اطراف میبینی، همه تحت تأثیر عشق و تمایل به آن است.
هوش مصنوعی: در این دنیا پر از شور و هیجان، عشق همیشه در حال برپایی جشن و غوغا است و روز و شب نمیشناسد.
هوش مصنوعی: گفتم عقل چیست در عشق، او گفت زیبایی تو همانند گل است که از دشت عشق شکفته و روییده است.
هوش مصنوعی: در روز قیامت، همه چیز به هم میریزد و هر کسی که از عشق سرمست و شوریده باشد، در این جنب و جوش دخالت دارد.
هوش مصنوعی: دنیا را زیاد سرزنش نکن، زیرا اگر به درستی به آن نگاه کنی، میبینی که دنیای عشق و محبت است.
هوش مصنوعی: دو دنیا در حقیقت تجلی عشق هستند و در این تجلی، علی به عنوان مظهر معنای عشق قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: کودکانه از آرزوها خالی شو، چرا که دلی داری که فقط برای عشق جا دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چه شور است اینکه در دریای عشق است
مگر منصور ناپروای عشق است
شهنشه گفت: «کاین سودای عشق است
درین سر شورش غوغای عشق است
فلک سرگشته از سودای عشق است
جهان پرفتنه از غوغای عشق است
بگفتش کاین دل و جان جای عشق است
وجودم عرصه غوغای عشق است
فلک نیلوفر دریای عشق است
زمین درد ته مینای عشق است
اگر روح است، اگر عقل است، اگر دل
شرار آتش سودای عشق است
اگر معموره کفرست، اگر دین
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.