گنجور

 
صغیر اصفهانی

گفتن یک یاعلی به صدق و ارادت

به بود از صد هزار سال عبادت

جز که بچوگان یاعلی نربوده

هر که ز میدان ربوده گوی سعادت

هر که مریض غم وی است مسیحا

آیدش از چرخ چارمین بعیادت

بنده او باش و کوس پادشهی زن

در ره او میر و بر ثواب شهادت

گاه اجل یاعلی است ورد من این شد

گوش زد از مادرم به وقت ولادت

خالق ارض و سما علی است در این باب

جملهٔ ذرات می‌دهند شهادت

ره بولای علی نیافت جز آنکو

در ره تحقیق رفت از ره عادت

دامن هر کس صغیر وار رها کن

دامن او گیر پس بدست ارادت

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
جمال‌الدین عبدالرزاق

صدر جهان رکن دین سپهر سعادت

آنکه مر او را مسلمست سیادت

هست محلش ز اوج چرخ فراتر

هست عطایش زابر و بحر زیادت

عقل ازو قاصرست وقت کفایت

[...]

اوحدی

تا دل ما با تو کرد روی ارادت

هیچ نیاید ز ما مخالف عادت

گر چه کم ما گرفته‌ای تو ز شوخی

عشق تو افزون شدست و مهر زیادت

رنگ سلامت ندیدم و رخ شادی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه