لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
صغیر اصفهانی

کند ثابت حدیث قدسی این فرخنده معنا را

که یزدان در عبودیت ربوبیت دهد ما را

ز آدم تا بخاتم چون امیرالمؤمنین حیدر

طریق بندگی نسپرده کس معبود یکتا را

اگر کنه عبودیت ربوبیت بود یاران

برای من کنید از بهر حق حل این معما را

علی را بنده باید خواند یا حق گفت یا هر دو

ندانم با که گویم این حدیث حیرت‌افزا را

بقر آن آیه میمون سبحان الذی اسری

نماید شمهٔی از فضلش آگه مرد دانا را

خدا فرموده تا بنمایمش آیات خود بردم

سوی معراج از روی زمین سلطان بطحارا

امیرالمؤمنین فرموده در تفسیر این آیه

نباشد آیتی اکبر ز من ایزد تعالی را

ز برج کعبه طالع گشت خورشید دل افروزی

که رجعت داد در چرخ آفتاب عالم آرا را

صغیر از دست اینجا خامه را بگذار و ساکت شو

که ترسم از گلیم خویشتن بیرون نهی پا را

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عنصری

زر افشانید بر پیلان جرس‌های مدارا را

برآرید آن فریدون فر درفش چرخ بالا را

قطران تبریزی

زمین از سنبل و سوسن شده پر عنبر سارا

ز گلنار و گل و خیری شده یاقوت گون خارا

وطواط

زهی از امر و نهی تو نظامی دین دنیا را

خهی ! از حل و عقد تو قوامی مجد علیا را

ثبات هضم تو داده سکون میدان عغبر را

نظام تو کرده روان ایوان خضرا را

کف تو شاه راهی در سخا بسیار و اندک را

[...]

مولانا

ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را

چنین عشقی نهادستی به نورش چشم بینا را

منم ای برق رام تو برای صید و دام تو

گهی بر رکن بام تو گهی بگرفته صحرا را

چه داند دام بیچاره فریب مرغ آواره

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
سعدی

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا

به وصل خود دوایی کن دل دیوانه ما را

علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد

مگر لیلی کند درمان غم مجنون شیدا را

گرت پروای غمگینان نخواهد بود و مسکینان

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه