گفت یزدان بر صراط روشنم
هرکه را خواهم هدایت میکنم
بی ارادة من هدایت کس نیافت
نور این توفیق بر جانی نتافت
زین سخن گویا شنیدی بوی جبر
جبر نبود شمس باشد زیر ابر
جبر می باشد ز بخل و احتیاج
کرد حکم این عقل خالی ز اعوجاج
ذات حق را گو تو خود حاجت به چیست
پس کند چون جبر، رو اینجا مَایست
آن اراده حق بوَد جذب الاحد
کآن بود بعد از سلوک ای با رشَد
حق تعالی کرد ظاهر راه راست
تا نگوید هیچکس کآن ره کجاست
گر هدایت بهر بعضی خواست او
مینمود اینسان نه راه راست او
راه را واضح نمیکرد آن اله
هرکه را می خواست می بردش به راه
پس یقین فیض هدایت هست عام
جمله را خواهد به راه، او لاکلام
لیک در این هم کسی مجبور نیست
گر به ره نایند جمله دور نیست
حق به روی کس نکرده باب سَد
لیک بر سالک رسد از حق مدد
در ره حق هر که بنهد یک قدم
میرسد امدادش از حق دم به دم
تا قدم ننهاد امدادش نکرد
تا نکرد این یاد، آن یادش نکرد
خواهش حق، عون حق است ای امین
هرکه را خواهد کند یاری یقین
یاری حق، جذبههای دلکش است
رهرو از وی گرم همچون آتش است
جذب حق تا نی معینِ دل شود
سالکی هرگز کجا واصل شود
بیهده حق را کسی پس ره نیافت
شمس حق بر جان گمراهان نتافت
آفتاب جذبه حق بی شکوک
هست پنهان زیر آن ابر سلوک
نه قدم در راه و بر حق کن ایاب
منکشف تا گردد از ابر آفتاب
آن نصاری عود چون بر حق نمود
تافت بر وی نور خورشید وجود
آن خیالاتی که بودش دام دل
منعکس گردید و آمد کام دل
هر خیالی عکس او بر دل زند
گر بود حق طعنه بر باطل زند
گر خیالی غم بود بنیان او
وسعت عالم شود زندان او
گر خیالی بد شود هم تا ابد
هرچه آید پیش او زشت است و بد
گر خیالی بسط او باشد به خیر
بد نیاید هرگز او را پیش سیر
فکر صلحت جانب تمکین کِشد
وآن خیال جنگت اندر کین کِشد
فکر گمراهی کنی ره سد شود
چون خیال شهوت آری بد شود
چون خیال کفر آری دین هباست
کفر کردی چون خیال دین خطاست
در خیال آری چو وهم و مظلمه
میکشد کارت به ظلم و واهمه
آدمی پس هست برپا از خیال
او چو پرگار است و آن مرکز خیال
چون خیال دین کنی با فَر شوی
چون خیالت کج شود کافر شوی
هر خیالی کآن قوی گردد به دل
اندر او گردد مخیل مستقل
آن خیالی کو به خارج گشت راست
آن خیال انبیاء و اولیاست
در خیال اولیاء جز حق مجو
که فتاد از حق بدآنسان عکس او
آن خیالاتی که ز ایشان سر زند
در هوا همچون کبوتر پر زند
بام خود را تا درآرد در نظر
پر زنان گردد در آنجا جلوه گر
مینشیند خوش به بام خویشتن
می نیفتد جز به دام خویشتن
چون به دام خود فتد عکس حق است
از هوای حق به بام حق نشست
شد خیالش عکس و دام معنوی
کرده تحقیق این بیان را مولوی
آن خیالاتی که دام اولیاست
عکس مهرویان بستان خداست
ای علی رحمت، ای آرام دل
ای خیال روی خوبت دام دل
تا دل ما در خیال توست بند
دل بریدیم از دو عالم بیگزند
مرغ دل گاه ار پرد از دام تو
می نشیند باز هم بر بام تو
این کبوتر را که پرّش دوختی
چون رود زین بام کش آموختی
گر هوا گیرد، هوا گیر تو هست
هم هوایش دام تقدیر تو است
گو بپر آن مرغ دست آموز را
باز بر بامت کند شب، روز را
هر کبوتر کو ز برجی دانه خورد
در هوای آن کبوترخانه مرد
دانه ما جذبه پی در پی است
تا بود این دانه، دل بند وی است
در تو تا دارم سراغ دانه من
میپرم گرد کبوتر خانه من
این همه نقل است،چه مرغ و چه بام
از غمت نه دانه میدانم نه دام
غرق بحر غم بود دائم دلم
نه خیال ره نه فکر منزلم
از غم عشقت دل بیکینهام
گشته نصرانی به دِیر سینهام
از مشاغل بتپرستی کار اوست
روی تو بت، موی تو زنّار اوست
از بت و زنّار پیش آمد سخن
زآن نصارا داستان بشنو ز من
جان پاکش در مناجات و نیاز
بود زآن اندیشه با دانای راز
در تکلم بود جانش با اله
همچنین تا آمد اندر قتلگاه
قتلگه چبود دل اهل شهود
اندر آن دل جلوه گر نور وجود
جلوه گر چون دید آنجا ذات حق
عقل و روحش گشت یکجا مات حق
گفت با خود عیسی است این بی مقال
زآنکه جز او را نشاید این جلال
شاه گفتا نور وحدت ظاهر است
من نیم عیسی ولی او حاضر است
چونکه چشم دل گشود آن مرد راه
دید عیسی را ستاده پیش شاه
مر مسیحش بهر حل مشکلی
گفت هذا ربّی ار صاحبدلی
بنده ام من،اوست ربّ و خالقم
خلق را از وی نبیّ و صادقم
ای نصارا گر به راهش جان دهی
دست و جان بر وی پی پیمان دهی
حیّ و قیّومی و بر حق زنده ای
عیسی است از بندگانت بنده ای
کرده ای گر ترک سر گویی هلا
سرفرازم در میان انبیا
می توان دادن به راه حق سری
که شود زو مفتخر پیغمبری
ای نصارا چون تویی از امتم
از تو آن زیبد که ندهی خجلتم
حاضرند اینک تمام مرسلین
تا که را بینند مرد راه دین
احمد مرسل که شاهنشاه ماست
از نخستین تا ابد همراه ماست
حاضر است و میکند بشنو ندا
کز خلایق کیست دیگر یار ما
ما ز خجلت سر به پیش افکنده ایم
نزد او از هستِ خود شرمنده ایم
ای نصارا گوش بگشا یک زمان
ز العطش بشنو خروش کودکان
این یتیمان اهل بیت احمدند
برگزیدة ذوالجلال سرمدند
سنگ صحرا زین صدا آمد به جوش
چون دل عاشق نجوشد زین خروش
این همه پیغمبران محتشم
که فزون دیدند از امت ستم
رهبری را بر سر راه آمدند
بر ظهور عشق این شاه آمدند
این شریعت ها که هِشتند از اله
انبیاء در ملک باشد نظم شاه
نظم ملک از بهر حفظ دولت است
ورنه در ملک این نسق ها کلفت است
دولت حق عشق شاهنشاه ماست
رهرو بی عشق غول راه ماست
انبیاء را شرع های صادقه
هست چون رؤیای صادق ای ثقه
هرچه میبینی تو اندر خواب شرع
عشق را تعبیر آن دان ز اصل و فرع
گرنه عشقت در شریعت جاذب است
شرع حق آن نیست خواب کاذب است
در شب غیبت که خورشید مسیح
محتجب بُد نکتهای بشنو ملیح
دیدی اندر خواب شرع مستطاب
که قرینی در فلک با آفتاب
هست خود تعبیر خواب صادقت
اینکه شد بیدار جان عاشقت
خود تویی تعبیر خواب خویشتن
در فعال خود ثواب خویشتن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به بیان مفاهیمی از هدایت و اختیار انسانی در مسیری اشاره دارد که به نیروی الهی مرتبط است. شاعر، از طریق کلامی عمیق و دارای استعاره، توضیح میدهد که هر فردی در هدایت و راهیابی خود به نور و حقیقت، نیاز به اراده الهی دارد. او تأکید میکند که هیچ کس بدون خواست و اراده خداوند به هدایت دست نمییابد و این هدایت، مانند نوری است که بر جان انسان میتابد.
شاعر همچنین به توهمات و خیالاتی که انسانها را از حق دور میکند، اشاره میکند و میگوید که این خیالات میتوانند به بدبینی و گمراهی منجر شوند. او بر این نکته تأکید دارد که تنها خیالاتی که با حقیقت همخوانی دارند، میتوانند انسان را به سوی بصیرت و درک واقعی نزدیک کنند.
در نهایت، تکنیکهای معنوی و نیایشها به عنوان راههایی برای رسیدن به حقیقت و نزدیکی به خداوند معرفی میشوند و شاعر از پیروان دین میخواهد که با دل پاک و بدون هیچ گونه پیشداوری به آنچه میتواند در را به سوی نور و حقیقت باز کند، توجه داشته باشند.
هوش مصنوعی: خداوند فرمود: من بر راه راست هستم و هر کسی را که بخواهم، هدایت میکنم.
هوش مصنوعی: بغیر از خواست من، هیچکس هدایت نمیشود و این نور ویژه، بر جان کسی نمیتابد.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که اگرچه ممکن است در زندگی بعضی مشکلات و محدودیتها وجود داشته باشد، اما در پس این مشکلات همیشه نور و حقیقتی وجود دارد که بهنوعی باید آن را شناخت و درک کرد. به عبارتی دیگر، ممکن است شرایطی به نظر بیاید که مانع از پیشرفت باشد، ولی در زیر آنها همیشه فرصتی برای رشد و روشنایی وجود دارد.
هوش مصنوعی: در شرایطی که فرد به دلیل کمبود و نداشتن چیزی دچار محدودیت باشد، طبیعتاً مجبور به پذیرش و رفتارهایی میشود که نشاندهنده عقل منطقیاش است، حتی اگر این عقل خالی از هرگونه انحراف و نادرستی باشد.
هوش مصنوعی: به خداوند نیاز و خواستهای نداری، پس مانند جبر و سرنوشت، اینجا نایست.
هوش مصنوعی: حقتعالی ارادهاش جذب وحدت است، و این امر پس از طی مراحل سلوک، نصیب انسانهای با رشد خواهد شد.
هوش مصنوعی: خداوند مسیر درست را مشخص کرده است تا هیچکس نتواند بگوید که این مسیر نادرست است.
هوش مصنوعی: اگر خداوند هدایت را برای برخی از افراد مقدر میکرد، نه اینکه آنها را به این شکل در مسیر غلط قرار دهد.
هوش مصنوعی: چشمانداز را برای کسی روشن نمیکرد و هر کسی را که میخواست، به مسیر خود میکشید.
هوش مصنوعی: پس قطعاً هدایت و فیض الهی شامل حال همه خواهد شد و همگان را به مسیر راست راهنمایی میکند، بدون هیچ تردیدی.
هوش مصنوعی: اما در این مسئله، هیچکس مجبور نیست. اگر کسی در این مسیر نرود، همه دور نخواهند بود.
هوش مصنوعی: هیچکس بهطور مستقیم از حق بهرهمند نشده است، اما در عوض، کسی که در مسیر سیر و سلوک قرار دارد، از کمکهای الهی بهرهمند میشود.
هوش مصنوعی: هر کس که در راه حقیقت یک قدم بردارد، به طور مداوم از سوی حق یاری خواهد شد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که به قدم گذاشتن آغاز نکرد، یاریاش نکردند و زمانی هم که این یاد را نکرد، آن یادش نکرد.
هوش مصنوعی: خواستن حق، به نوعی کمک به حق است. ای کسی که مورد اعتماد هستی، هر کسی که بخواهد، حتماً یاریاش میکنی.
هوش مصنوعی: یار حقیقی، جذابیتهایی دارد که دل را تسخیر میکند و مسافر را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد، مانند گرمای آتش.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به حقیقت و درک عمیق، دل انسان باید به منظور خاصی جذب شود. سالکی که در این مسیر قدم میگذارد، هر گز نمیتواند به مقصد نهایی برسد مگر اینکه تمام وجودش تحت تأثیر این جذب قرار گیرد.
هوش مصنوعی: هیچکس نتوانسته است بهطور بیهوده حق را بشناسد، چرا که نور حقیقت بر دلهای گمراهان تاب نمیافتد.
هوش مصنوعی: آفتاب محبت و حقیقت، بدون شک و تردید، در زیر ابرهای سلوک و روشنگری پنهان است.
هوش مصنوعی: ای خدا، مرا در مسیر درست هدایت کن تا حقیقت مانند آفتابی از پس ابرها نمایان شود.
هوش مصنوعی: وقتی که نصاری (مسیحیان) عود را بر حق قرار دادند، نوری از وجودشان مانند نور خورشید درخشید.
هوش مصنوعی: تصورات و آرزوهایی که در دلش وجود داشت، به شکل واقعی درآمد و باعث خوشحالی او شد.
هوش مصنوعی: هر تصور و خیالی که برای انسان شکل میگیرد، اگر بر اساس حقیقت باشد، به دل او تاثیر میگذارد و برعکس اگر به باطل و نادرست اشاره کند، حق میتواند بر آن طعنه بزند.
هوش مصنوعی: اگر غم در ذهن کسی وجود داشته باشد، وسعت و گستردگی عالم برای او تبدیل به زندانی خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر ذهن انسان به چیزهای بد مشغول شود، همیشه هر چیزی که به ذهنش بیاید، زشت و ناپسند به نظر خواهد رسید.
هوش مصنوعی: اگر خیال و تصور او در مسیر خوبی باشد، هرگز بدی به او نمیرسد.
هوش مصنوعی: اندیشهی خوب برای صلح و آرامش انسان را به سمت سازش و توافق میبرد، اما تصور کردن جنگ و خشونت او را به سوی نزاع و کینه میکشاند.
هوش مصنوعی: اگر در فکر اشتباهی باشی، راهت بسته خواهد شد، چون اگر به خیال و شهوت فکر کنی، اوضاع بدتر میشود.
هوش مصنوعی: اگر به فکر کفر بیفتی، دینت بیارزش میشود و اگر به فکر دین باشی، گناه کردهای.
هوش مصنوعی: در اندیشه، گاهی خیال و توهم تو را به سمت ظلم و ترس سوق میدهد.
هوش مصنوعی: انسان بهواسطهی تخیلاتش شکل میگیرد و اساس وجودش بر پایهی تصوراتش است. مانند پرگاری که دور خود میچرخد و نقطهی مرکز آن، خیال و تصور اوست.
هوش مصنوعی: اگر با نیت خالص به یاد خدا باشی، در مسیر درست قرار میگیری؛ اما اگر ذهنت از این هدف منحرف شود، از حقیقت دور میشوی.
هوش مصنوعی: هر تصوری که در دل انسان قوی و نهادینه شود، به نوعی در ذهن او مستقل و ثابت میماند.
هوش مصنوعی: آن خیالی که از ذهن خارج شده، در واقع همان خیال پیامبران و اولیای الهی است.
هوش مصنوعی: در خیال و اندیشهی اولیاء الهی چیزی جز خداوند را جستجو نکن، زیرا اگر از حقیقت دور شوی، تنها تصویری از او در ذهنت باقی میماند.
هوش مصنوعی: آن افکاری که از آنها به وجود میآید، مانند کبوترانی هستند که در آسمان پرواز میکنند.
هوش مصنوعی: کسی که در بام خود باشد و دیده بانی کند، میتواند در میان مردم خود را نمایان کند و توجهها را به سمت خود جلب کند.
هوش مصنوعی: انسانی خوشحال و راضی مینشیند و به زندگی خود میپردازد و تنها به مشکلات و چالشهای خود برمیخورد.
هوش مصنوعی: وقتی به دام خود بیفتد، تصویری از حقیقت است که به خاطر آرزوهای حقیقت، بر فراز حقیقت قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: خیال او مانند تصویری شده و از نظر معنوی به بررسی و تحلیل این بیان پرداخته است.
هوش مصنوعی: آن تصورات و خیالاتی که ما را به دام خود میکشند، در واقع تصویری از زیباییها و جذابیتهای الهی هستند.
هوش مصنوعی: ای علی، ای منبع رحمت و آسایش، ای تصویر زیبای تو که در دلها جا دارد.
هوش مصنوعی: تا وقتی که دل ما به یاد توست، از همه چیز جدا شدیم و در امانیم.
هوش مصنوعی: مرغ دل گاه وقتی از چنگ تو رهایی مییابد، باز هم بر بام تو مینشیند.
هوش مصنوعی: این کبوتر را که پرهایش را دوختی، چون رود از این بام پرواز آموختی.
هوش مصنوعی: اگر هوا دگرگون شود، بدان که این تغییر از توست؛ زیرا همواره شرایطی که در آن هستی، به نوعی مقدر شدهاند.
هوش مصنوعی: برو و آن پرندهی رام را رها کن تا بر بام تو بیافتد و شب و روز را بگذراند.
هوش مصنوعی: هر کبوتر که از جایی بالا، دانهای میخورد، در آرزوی آن خانهٔ کبوتران زندگیاش را میگذارد.
هوش مصنوعی: دانه ما نشانهای از جاذبه و کششی است که پیوسته وجود دارد. تا زمانی که این دانه باشد، دل همواره به او وابسته است.
هوش مصنوعی: هرگاه که تو را میبینم و نشانهای از تو پیدا کنم، به یاد خانهام میافتم و به سمت آن پر میکشم.
هوش مصنوعی: اینهمه حرف و حدیث است، چه پرنده و چه سقف خانه، از غم تو نه دانهای میدانم و نه تلهای.
هوش مصنوعی: دل من همیشه در غم غرق است، نه امیدی به پیدا کردن راهی دارم و نه فکری به جایی برای اقامت.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق تو، دل بیکینهام به گونهای شده که گویی به دین نصرانیها در آمده و در عمق سینهام حسرت و اندوه دارم.
هوش مصنوعی: او در فعالیتهای خود به پرستش معشوق مشغول است و زیبایی چهرهات برای او مانند بت است، گویی که موهای تو به نوعی زنجیری او را به خود متصل کرده است.
هوش مصنوعی: بیت به بیان در مورد گفتگوهایی اشاره دارد که درباره بتپرستی و نمادهای دین مسیحیت، مانند زنّار (نوعی مذهب یا نماد) صورت میگیرد. گوینده از شنوندگان میخواهد که داستانهای مربوط به این موضوعات را از او بشنوند.
هوش مصنوعی: روح پاک او در راز و نیاز با خداوند حضور داشت و از همان تفکر در کنار آگاهی و دانایی حقیقت بهره میبرد.
هوش مصنوعی: جان او در حال گفتگو با الهی بود، وقتی که به میدان نبرد رسید.
هوش مصنوعی: در مکان خونین عشق، دل اهل معرفت و شهود روشن میشود و نور وجود در آن دل نمایان میگردد.
هوش مصنوعی: زمانی که جلوهای از حقیقت در آنجا دید، عقل و روحش به یکباره در برابر حقیقت حیران و مبهوت شدند.
هوش مصنوعی: گفت با خود: عیسی تنها کسی است که شایسته چنین عظمت و جلالی است، زیرا هیچکس دیگری را نمیتوان به این مقام رساند.
هوش مصنوعی: شاه میگوید که نور وحدت وجود دارد و مشخص است. من عیسی نیستم، اما او در اینجا و در این لحظه حضور دارد.
هوش مصنوعی: وقتی دل آن مرد بیدار شد، توانست راهی را ببیند که عیسی در مقابل شاه ایستاده است.
هوش مصنوعی: مسیح برای حل یک مشکل گفت: این پروردگار من است، اگر کسی دلش با من باشد.
هوش مصنوعی: من بنده او هستم و او خالق و پروردگار من است. خلق را از جانب او پیامبر و راستگو میدانم.
هوش مصنوعی: ای مسیحیان! اگر برای راه او جان دهید و با دست و دل به او پیمان ببندید، به او وفادار خواهید بود.
هوش مصنوعی: تو زندهای و در حقیقت، حی و قیوم هستی؛ عیسی یکی از بندگان توست که همچون بندگان دیگر به تو وابسته است.
هوش مصنوعی: اگر تو ترک سر میکنی و بیخیالی، من در بین پیامبران با افتخار ایستادهام.
هوش مصنوعی: میتوان با به کارگیری عقل و اندیشه صحیح، به سوی حقیقت حرکت کرد و این مسیر میتواند انسان را به مقام والای پیامبری برساند.
هوش مصنوعی: ای نصارا، از امتم تو به چنین ویژگیهایی مشهور هستی که شایسته نیست خجالتزدهام کنی.
هوش مصنوعی: همه پیامبران حاضرند تا مردی را که در مسیر دین است ببینند.
هوش مصنوعی: احمد مرسل، که ما او را شاهنشاه خود میدانیم، از آغاز تا همیشه با ماست.
هوش مصنوعی: حضور او به وضوح حس میشود و صدای او را از میان مردم بشنو که میپرسند چه کسی جز او میتواند همیار ما باشد.
هوش مصنوعی: ما به خاطر شرم و خجالت، سر خود را پایین انداختهایم و در مقابل او از وجود خود احساس شرمندگی میکنیم.
هوش مصنوعی: ای نصارا، با دقت گوش کن و برای یک لحظه صدای فریاد کودکان را که به خاطر تشنگی رنج میبرند بشنو.
هوش مصنوعی: اینها یتیمان اهل بیت پیامبر احمد (ص) هستند و برگزیدههای خداوند بزرگ و جاودانهاند.
هوش مصنوعی: سنگهای صحرا به خاطر این صدا به حرکت درآمدند، چگونه دل عاشق نمیتواند تحت تأثیر این ندا قرار گیرد؟
هوش مصنوعی: تمام پیامبران بزرگ که از امت ستمکار بیشتر دیدهاند، به خاطر همین ظلم و ستم، دچار غم و اندوه شدهاند.
هوش مصنوعی: رهبران بر سر راهی قرار گرفتند که به ظهور عشق اشاره دارد و این تصویر، نشان از ورود و ظهور یک شاه و مقام بزرگ دارد.
هوش مصنوعی: این قوانین و دستورات که از پیامبران الهی سرچشمه میگیرند، در سلطنت شاه نظم و ترتیب خاصی دارند.
هوش مصنوعی: نظم و ترتیب در یک سرزمین تنها برای حفظ حکومت اهمیت دارد، وگرنه در این سرزمین، این نوع نظامها هیچ ارزشی ندارند.
هوش مصنوعی: خوشبختی واقعی و قدرت عشق متعلق به پادشاه ماست و کسی که بدون عشق در این راه گام بردارد، مانند یک هیولاست و سرنوشتی ناپسند خواهد داشت.
هوش مصنوعی: پیامبران دارای قوانین و احکامی هستند که حقیقی و درست هستند، مانند رؤیای صادقی که مورد اعتماد و قابل اطمینان است.
هوش مصنوعی: هر چیزی را که در خواب میبینی، تعبیر عشق را از اصل و فرع آن بدان.
هوش مصنوعی: عشق تو در اصول دین جاذبهای دارد، اما قوانین واقعی عشق خواب و توهم نیستند.
هوش مصنوعی: در شبی که نور مسیح پنهان بود، نکتهای زیبا و دلنشین بشنو.
هوش مصنوعی: آیا دیدی در خواب فقه معتبر که در آسمان همسایهای با خورشید باشد؟
هوش مصنوعی: خود تو معانی خوابهای صادقانهات را میفهمی، چرا که به حقیقت، روح عاشقت بیدار شده است.
هوش مصنوعی: تو خودت تعبیرکننده خوابها و آرزوهایت هستی و خودت با تلاش و کوشش، پاداش اعمال خود را به دست میآوری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.