بخش ۶۷ - در نصیحت صورت پرستان بیشریعت که به اسم شرع اکتفاء نموده و از معنی بیخبرند
ای اخی بر خود تنیدن تا به کی
خواب بی تعبیر دیدن تا به کی
شرع حق مانند حلم مؤمن است
شرع باطل خواب نفس رهزن است
عشق باشد غایت شرع رسول
شرع بی عشق است، وهم نفس غول
برده غول نفس از راهت به خواب
دیده را بگشای و بر ره کن ایاب
تو در آن وهمی که خوابم صادق است
دل به شرع مستقیمم واثق است
این خیالت همچو شرع ناقص است
شرع حق جو کاین نه شرع خالص است
این خزف را ای اخی گوهر مخوان
شرع خود را شرع پیغمبر مدان
این شریعت کز وی ات سررشته است
هست آن شرعی که نفست هِشته است
هرچه خواهد نفس دونت ای دنی
شرع حق دانی و بر وی موقنی
وآنچه در شرعت خلاف نیت است
در شک افتی کاین برون از حکمت است
هرچه آید ناگوارت در مذاق
کرده بر تو مصطفی(ص) تکلیف شاق
اینکه گاهی سهل گردد پیش تو
عادت است و هست عادت کیش تو
نیست فعل عادتی را اعتبار
تو مکن بر دین عادی افتخار
هرچه عادت گشت در دین آفت است
شرع پیغمبر نه شرع عادت است
شد چو عادت شرع بهر آن گروه
آمدند از حکم شرع اندر ستوه
لاجرم چون شد ولایت حکم دین
غیر عادت بود آن بر منکرین
بر منافق صعب آمد امر حق
هر کسی می زد بر آن بس طعن و دق
نی به ظاهر بلکه اندر پرده قوم
ژاژ خواندند آن نماز و حج و صوم
زآنکه دیدند آن ولایت در عمل
هست شرط شرع و دین بی بدل
شرع احمد بودشان ظاهر به دست
لیک در باطن شقیّ و بتپرست
آن چنانکه گفت زندیقی حرون
کاین سخنها جمله ژاژ است و فسون
خَمر خورد او روز در ماه صیام
گفت، مجنون است آن عقل تمام
دید چون آمد به هوش او کُشتنی است
گفت، بودم مست و حد بر مست نیست
خمر را هم خورده بودم نیم شب
توبه خواهم کرد زآن ترک ادب
گفت در مستی خمر او ناسزا
دیگر آن از مستیِ عجب و ریا
احمدا ز اقرارت ار پیغمبر است
امر و نهی اش چون تو را نی باور است
گفت او گر صوم و حج را پاس دار
دست هم گفت او ز حق الناس دار
نهی منکر را اگر گفت ای سلیم
نیست چون در نهی او مال یتیم
گر غنا در شرع او شد ناپسند
هم ریاء گفت آورد در دین گزند
شرب خمر ار گفت باشد عار خلق
گفت هم نبود روا آزار خلق
خمر را کرد ار حرام آن نیک نام
گفت بِه خمر است از مال حرام
کرد اگر امرت به تهلیل از کرم
هم حذر کن گفت از شرک و منم
شرک اعظمتر مدان از ما و من
هر منم گفت اوست ابلیس زمن
حرمت عالِم اگر گفتا رواست
عالِم بیدین هم او گفتا بلاست
گفت اگر او با جماعت کن نماز
هم ز کبر و کینه کن گفت احتراز
غیبت ار فرمود در دین نارواست
حبّ دنیا گفت رأس هر خطاست
آن تو را در طبع چون شد سازگار
این یک آمد در مذاقت ناگوار
همچو تکلیف ولایت کآن زمان
ناگوار آمد به طبع مشرکان
گشت آن تکلیف چون حکم رسول
مشرکان کردند زآن معنی نکول
بعد پیغمبر معاین فرقهای
در بحار کفر و عصیان غرقهای
دفتر پیشینیان کردند باز
گشت چنگ جاهلیت فاش ساز
خودسر و خودکام بر منبر شدند
غاصب حق، سرکش از حیدر شدند
تا ز غصب حق سلطان ازل
دین پیغمبر مگر یابد خلل
آنکه زین اسلام جز صورت ندید
خار تدبیرش چنان در دل خلید
گه شود گر ز آل عثمان کس امیر
میشوند آل علی بیشک اسیر
شمع دین خاموش گردد از دمشق
بی خبر کآن روشن است از نور عشق
جای زینب(س) گر که در ویران شود
یا سوار ناقه عریان شود
سوی شام و کوفه بیمعجر رود
شرع را بنیاد محکم تر شود
هرچه افزودند بر انکار خویش
عشق حیدر کرد آخر کار خویش
اهل باطن آمدند اندر جهان
یافتندی تربیت زآن دودمان
سینه ها ز انوار حقشان منجلی
خلق را خواندند بر عشق علی
دعوت اهل طریقت شد عیان
هر کسی شد در ولایت امتحان
بر خلایق باب عرفان باز شد
هر سعیدی از شقی ممتاز شد
همچنین هستند هر دور ای فقیر
اهل باطن امتحان کلب و شیر
خویش را با خلق هم صورت کنند
بر ولایت باطناً دعوت کنند
می نمایند از وطن گاهی سفر
بر ظهور خیر و شر در بحر و بر
تا اگر یک ذرّه خیری زآن میان
در کسی باشد شود فاش و عیان
هرکه گردد طالب آن مرد حق
هست ظاهر کش سیه نبود ورق
وآنکه سرکش ز امر آن مرد حق است
شد دلیل آنکه شرّ مطلق است
نیست خیری در وجودش یک تسو
هست زآن قومی که می دانی تو او
ای اخی کن تیز هوش خویش را
نیک بشنو صحبت درویش را
هوش خلقان گر که بُد یکجا بجا
غصب حقّ مرتضی(ع) میشد کجا
چونکه هوش آن خلایق مرده بود
زنگ غفلت فهمشان را خورده بود
لاجرم نام رسول اللهشان
بود ورد و غول میزد راهشان
تو مشو زآن قوم کاین نادانی است
دین به دست آور که دنیا فانی است
حب دنیا قلبها را خسته داشت
گوش آن نامردمان را بسته داشت
هوش مردم گر بجا بُد رایگان
میشدی محراب کی جای سگان
منبر احمد سریر کینه هم
نردبان روبه و بوزینه هم
جمله می دیدند خلق آن مظلمه
کس نیامد در خروش و واهمه
وا شریعت کس نگفتا زین جفا
ور به حق می کرد حکمی مرتضی(ع)
زآن یکی که هِشت از زهرا فدک
بُد صدای وا شریعت بر فلک
این زمان هم گر فقیری پاک دلق
نکته عشق علی گوید به خلق
بین چسان غوغای وا شرعا بپاست
گفته صوفی کفر و خون او هباست
حرف او خواهد شکست از شرع سد
بایدش اخراج فرمود از بلد
کس نگوید درّ باطل او چه سُفت
جز ز عشق مرتضی(ع) چیزی نگفت
صحبت صوفی جز از حیدر نبود
بر خلاف شرع پیغمبر نبود
حرف او در شرع حق نبود خلاف
جز که در شرع شما باشد گزاف
کفر صوفی آن صفای نیّت است
منکر عجب و ریاء و غفلت است
الغرض بگشای گوش ای مرد کار
دل ز دنیا برکن و شو هوشیار
این شریعتهای بیمغز و اصول
شرع دلخواه است نه شرع رسول
مغز شرع مصطفی(ص) عشق علی(ع) است
مغز را هِشتن ز شرک و احولی است
گر به دل داری ولای مرتضی(ع)
تو مکن بر صورت شرع اکتفاء
چه اکتفاء کردند بر شرعِ فقط
راهشان در گام اول شد غلط
زآنکه آن اسلام پاک مستطاب
بود موقوف ولای بوتراب
وآن رمه کردند نقض عهد او
زهر شد در کام ایشان شهد او
شرع ظاهر صورت بیجان بود
وین ولایت معنی ایمان بود
صورت ار معنی پذیرد کامل است
ور ندارد معنی او بیحاصل است
مصطفی(ص) کو خلق را در راه خواست
دامن آمال را کوتاه خواست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به نقد و بررسی دین و شریعت میپردازد و بر این باور است که بسیاری از افراد به ظواهر دین بدون درک عمیق از معنای واقعی آن عمل میکنند. او تأکید میکند که عشق به خدا و علی (ع) باید محور اصلی اعمال دینی باشد و پیروی از شریعت بدون عشق، تنها گرفتار شدن در توهمات و خیالات نفس است.
شاعر همچنین بیان میکند که شریعت نباید به عادتها و رسوم بیروح محدود شود و از هرگونه نفاق و ریا پرهیز کند. او هشدار میدهد که غفلت از معنای واقعی دین باعث آسیب به ایمان میشود و کسانی که فقط به ظاهر دین میپردازند، در واقع از حقیقت دور شدهاند.
نهایتاً، او اشاره میکند که عشق به اهل بیت و به خصوص علی (ع) باید سرلوحه زندگی مومنانی باشد که در پی حقیقت هستند، وگرنه دین آنان بیمغز و ناکارآمد خواهد بود.
هوش مصنوعی: ای برادر، تا کی خود را به خواب بیتوجهی میپیچانی و در خواب بینتیجه فرو میروی؟ تا کی میخواهی اینگونه باقی بمانی؟
هوش مصنوعی: پیروی از قوانین حقیقی مانند بردباری و عقلانیت یک مؤمن است. اما پیروی از قوانین نادرست شبیه به خواب غفلت و فریب نفس است.
هوش مصنوعی: عشق هدف نهایی دین پیامبر است و بدون عشق، دین مانند وهم و خیالی بیمحتواست.
هوش مصنوعی: نفس سرکش و طمعکار، تو را از راه درست منحرف کرده است. بنابراین، چشم خود را باز کن و دوباره به مسیر اصلیات بازگرد.
هوش مصنوعی: در خواب و خیال تو، حقیقتی وجود دارد که به آن اطمینان دارم. دل من به اصول راستین و صحیح زندگی اطمینان کامل دارد.
هوش مصنوعی: این فکر تو همچون قانونی ناقص است؛ به دنبال حقیقت و اصول واقعی باش، زیرا اینجا اصول خالص و واقعی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: این کلمات بیارزش را، ای برادر، گوهر خطاب نکن و قانونی که وضع کردهای را قانون پیامبر ندان.
هوش مصنوعی: این دین و قوانین آن از او نشأت میگیرد، همان دینی است که نفس تو به آن گرایش دارد.
هوش مصنوعی: هر چه نفس پست تو بخواهد، میدانی که دین حق چیست و بر آن ایمان داری.
هوش مصنوعی: هر چیزی که در قوانین دینی با نیت انسان مغایرت داشته باشد، باعث شک و تردید میشود که این امر خارج از حکمت است.
هوش مصنوعی: هرچه برایت ناپسند و تلخ است، بر تو ای مصطفی (ص) وظایف سنگینی قرار داده شده است.
هوش مصنوعی: اینکه گاهی چیزهایی برایت ساده و راحت به نظر میرسد، نشان از عادت تو دارد، و عادت، بخشی از شخصیت توست.
هوش مصنوعی: عمل عادتواره خود را هیچ ارزشی قائل نباش، بر اصول عادی خود مغرور نشو.
هوش مصنوعی: هر چیزی که به عادت تبدیل شود، میتواند مضر باشد. قوانین و دستورات دین باید براساس اصول و معارف واقعی باشد و نه بر اساس عادات رایج.
هوش مصنوعی: وقتی که به خاطر تصمیمات و قوانین شرع برای آن گروه عادت و رویهای ایجاد شد، آنها از آن قوانین و احکام ناراضی و خسته شدند.
هوش مصنوعی: بنابر این، زمانی که حکومت به عنوان یک امر دینی مطرح میشود، برای کسانی که منکر آن هستند، وضعیت و شرایط طبیعی و عادی نخواهد بود.
هوش مصنوعی: منافقان همواره با دشواری مواجه هستند، زیرا حقیقت برای آنها دشوار است. هر کسی بر آنها نقد و انتقاد میکند.
هوش مصنوعی: ظاهر مردم نشاندهندهٔ عبادتهایی چون نماز، حج و روزه است، اما در واقع این اعمال فقط در سطح و برای نشان دادن به دیگران انجام میشود و در درون حقیقتی نیست.
هوش مصنوعی: چون دیدند که این سرزمین به همراه عمل، معیارهای شرع و دین را به طور کامل و بدون نقص رعایت میکند،
هوش مصنوعی: این افراد ظاهراً پیرو دین محمد هستند و خود را مسلمان نشان میدهند، اما در دل، به گمراهی و بتپرستی مشغولند.
هوش مصنوعی: زندیق حرون میگوید که این گفتهها همه حرفهای بیمعنا و فریبندهاند.
هوش مصنوعی: در روزی که باید روزه میگرفت، او شراب نوشید و گفت که مجنون است. این نشان میدهد که عقل او در این عمل از کامل بودن خارج شده است.
هوش مصنوعی: وقتی او به حال خود برگشت و متوجه شد که چه بلایی سرش آمده، گفت: من در حالت مستی بودم و در آن حالت هیچ حد و مرزی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: در نیمه شب، وقتی نوشیدنی را امتحان کرده بودم، تصمیم گرفتم که توبه کنم و از آن ترک بیادبی بپر-dازم.
هوش مصنوعی: در حالتی که مستی او را به حرفهای زشت واداشته، دیگر نمیتوان به او خرده گرفت، زیرا این رفتار ناشی از خودپسندی و ریاکاری اوست.
هوش مصنوعی: ای احمق، اگر پیغمبری به تو دستور و نهی کرده، به دلیل این است که تو به آنچه میگوید ایمان نداری.
هوش مصنوعی: او گفت که اگر روزه و حج را رعایت کنی، با این حال باید حق الناس را هم فراموش نکنی.
هوش مصنوعی: اگر کسی از منکر نهی کند، اما در نهی خود مال یتیم را از بین ببرد و این کارش نادرست باشد، در واقع کار درستی نمیکند.
هوش مصنوعی: اگر آواز و موسیقی در دین او ناپسند باشد، تظاهر به دین نیز در واقع به دین آسیب میزند.
هوش مصنوعی: اگر کسی از نوشیدن شراب سخن بگوید، عیب ندارد. اما آزار دادن دیگران هرگز درست نیست.
هوش مصنوعی: اگر نوشیدنی ممنوع است، پس نام نیک آن بهتر از نوشیدنی است که از مال حرام تهیه شده باشد.
هوش مصنوعی: اگر که خواستهای به تسبیح و تهلیل، از بزرگواریات نیز دوری کن که من از شرک و کفر بیزارم.
هوش مصنوعی: بهتر است بزرگترین نوع شرک را به حساب نیاوری و آن را به «من» و «ما» محدود نکنی. هر کسی که میگوید من هستم، در واقع به ابلیس نسبت داده میشود.
هوش مصنوعی: اگر عالم دین خود را محترم بشمارد، حتی اگر بیدین باشد، او باز هم مشکلساز و خطرناک خواهد بود.
هوش مصنوعی: گفت اگر او با جمعیت نماز بخواند، از روی خودخواهی و دشمنی است. گفت باید دوری کرد.
هوش مصنوعی: نقلغیبت در دین نادرست است و علاقه به دنیا، ریشهی هر اشتباهی به شمار میآید.
هوش مصنوعی: وقتی که چیزی با روحیات و ذوق تو سازگار است، برایت خوشایند و لذتبخش میشود، اما اگر با آن هماهنگ نباشد، تجربهای ناخوشایند و ناپسند خواهد بود.
هوش مصنوعی: همچون مسئولیتی که در زمانهای سخت برای افرادی که به آن ایمان ندارند، دشوار و سنگین است.
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که وقتی آن وظیفه و دستور مشخص شد، کسانی که با آن بیگانه بودند، از پذیرش و عمل به آن سر باز زدند و آن را نادیده گرفتند.
هوش مصنوعی: پس از پیامبر، گروهی در دریای کفر و نافرمانی غرق شدهاند.
هوش مصنوعی: کتابهای گذشتگان را دوباره ورق زدند و حقیقتهای زمان جاهلیت را به وضوح نشان دادند.
هوش مصنوعی: افرادی سرکوبگر و خودرأی بر منبرها قرار گرفتند و حق را غصب کردند، آنها از شخصیت勇وانی مثل حیدر تاثیر گرفته و جسارت بیشتری پیدا کردند.
هوش مصنوعی: حق سلطان ازل از دین پیامبر دچار آسیب نخواهد شد.
هوش مصنوعی: آن کسی که تنها ظاهری از اسلام را دید و به عمق آن پی نبرد، تدبیرش مانند خاری در دلش نفوذ کرده است.
هوش مصنوعی: هرگاه از خاندان عثمان کسی به امیری برسد، بیشک خاندان علی اسیر خواهند شد.
هوش مصنوعی: شمع دین در دمشق خاموش میشود، غافل از اینکه نور عشق آن را روشن نگاه داشته است.
هوش مصنوعی: اگر زینب در مکانی نابود شود یا بر شتری برهنه سوار گردد، از اهمیت جایگاه او کاسته نخواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر زنان بیحجاب به سوی شام و کوفه بروند، اساس دین مستحکمتر خواهد شد.
هوش مصنوعی: هرچه بر انکار و خود را نادیده گرفتن خود افزودند، در نهایت عشق به حیدر خواهد بود که نتیجه نهایی را رقم میزند.
هوش مصنوعی: جمعی از اهل معرفت و باطن به این دنیا آمدهاند و از آن خاندان (اهل بیت پیامبر) تربیت و آموزش یافتهاند.
هوش مصنوعی: دلها به نور حقیقت منور شدند و مردم را به عشق علی دعوت کردند.
هوش مصنوعی: دعوت از پیروان طریق به وضوح مشخص شد و هر شخصی در مسیر ولایت مورد آزمایش قرار گرفت.
هوش مصنوعی: درهای شناخت و معرفت برای مردم گشوده شد و هر فرد خوشبختی از میان بدبختان مورد احترام و برجسته قرار گرفت.
هوش مصنوعی: هر دو گروه، یعنی فقیران اهل باطن و افراد دیگر، در امتحانات زندگی مانند سگ و شیر هستند. این به این معناست که در زندگی، افراد مختلف در شرایط سخت و چالشها بر اساس ماهیت و ویژگیهای درونی خود امتحان میشوند.
هوش مصنوعی: انسانها باید خود را پرورش دهند و در ارتباط با دیگران به گونهای باشند که در واقعیت، به دعوت و هدایت آنها در مسیر معنوی و باطنی بپردازند.
هوش مصنوعی: گاهی اوقات از وطن بیرون میروند تا تجلی نعمتها و بلاها را در دریا و خشکی مشاهده کنند.
هوش مصنوعی: اگر حتی مقدار کمی خوبی در میان باشد، باید آن را بهروشنی و وضوح نشان داد.
هوش مصنوعی: هر کسی که به دنبال حقیقت و حق باشد، در ظاهر هیچ نشانی از تاریکی و زشتی در او دیده نمیشود.
هوش مصنوعی: کسی که از دستورات آن مرد راستین سرپیچی کرد، نشاندهنده این است که شر مطلق وجود دارد.
هوش مصنوعی: هیچ خوبی و خیری در وجود او نیست، او از آن دسته افرادی است که تو به خوبی میشناسیشان.
هوش مصنوعی: ای برادر، هوش خود را تیز کن و به خوبی به سخنان درویش گوش کن.
هوش مصنوعی: اگر هوش و درک مردم یک جا جمع میشد، حق امیرالمؤمنین علی (ع) به سادگی غصب نمیشد.
هوش مصنوعی: زمانی که عقل و درک آن مردم از بین رفته بود و زنگار غفلت بر فهم آنها نشسته بود.
هوش مصنوعی: بنابراین، نام پیامبرشان به عنوان ذکر و نیایش بر زبانها بود و اهریمنان را از مسیرشان دور میکرد.
هوش مصنوعی: از جمعیتی که در نادانی به سر میبرند دوری کن و دین را از آنها نپذیر، زیرا زندگی دنیا زودگذر و فانی است.
هوش مصنوعی: عشق به دنیا باعث خستگی دلها شده و دلهای نامردان را از شنیدن حقیقت بسته است.
هوش مصنوعی: اگر مردم دارای هوش و درایت بودند، نیازی به تلاش و کوشش برای پرستش و عبادت نبود و جایگاه عبادت به راحتی برای سگان هم باز میشد.
هوش مصنوعی: منبر احمد نشانهی کینه و دشمنیهاست و در عین حال، راهی برای بالا رفتن و رسیدن به اهداف همچنین ناقص و کمارزش بودن آنهاست.
هوش مصنوعی: همه میدیدند که آن فرد مظلوم در چه حالتی است، اما هیچکس در برابر آن ظلم اعتراضی نکرد و از ترس و نگرانی سکوت کردند.
هوش مصنوعی: هیچکس دربارهی این ظلم و ستم، دستوری از شریعت صادر نکرد و اگر هم حکمی از حضرت مرتضی (ع) صادر شده باشد، بهحق بوده است.
هوش مصنوعی: به خاطر الهاماتی که از وجود حضرت زهرا (ع) وجود دارد، صدای عدالت و قوانین دین در آسمانها طنینانداز شده است.
هوش مصنوعی: در این زمان، حتی اگر کسی فقیر و بیچیز باشد، میتواند با شجاعت و صداقت درباره عشق به علی صحبت کند و این عشق را با دیگران به اشتراک بگذارد.
هوش مصنوعی: در این جا غوغایی برپا شده است که به نظر میرسد ناشی از صحبتهای یک صوفی است. او در سخنانش به موضوعاتی مانند کفر و خون اشاره میکند، اما همه اینها بیمفهوم و بیاساس به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که صحبتهای او نمیتواند با اصول دینی و شرعی سازگار باشد و به همین دلیل او باید از جامعه یا محیطی که در آن زندگی میکند، خارج شود.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیگوید که او چه چیز بیارزشی را با شور و شوق بیان کرده است، جز اینکه فقط از عشق به مرتضی (علیهالسلام) سخن گفته است.
هوش مصنوعی: گفت و گوی صوفی فقط درباره حیدر بود و این موضوع برخلاف آموزههای پیامبر نیست.
هوش مصنوعی: سخن او در دین حقیقت، نادرست بود و تنها در باور شما بیاساس و بیمعنی است.
هوش مصنوعی: کفر صوفی به معنای دوری از کبر و ریاکاری و غفلت است و به خاطر خلوص نیت اوست.
هوش مصنوعی: در اینجا صحبت از این است که باید به خوبی توجه کنید و گوشهای خود را باز کنید. از مسائل دنیوی فاصله بگیرید و به خودتان هوشیار شوید.
هوش مصنوعی: این قوانین و اصولی که بدون فکر و منطقی واقعی به وجود آمدهاند، تنها مطابق میل و خواستهی افراد هستند و ربطی به تعالیم واقعی پیامبر ندارند.
هوش مصنوعی: عشق به علی(ع) اصل و جوهر دین اسلام است و هر نوع نادانی و دوگانهپرستی از این اصل دور است.
هوش مصنوعی: اگر در قلب خود محبت و ولای امام علی(ع) را داری، تنها به ظواهر و صورتهای شرعی اکتفا نکن.
هوش مصنوعی: آنها به قوانین و احکام شرعی بسنده کردند، اما در گام اولشان دچار اشتباه شدند.
هوش مصنوعی: به این دلیل که آن دین خالص و درست به ولایت و سرپرستی بوتراپ وابسته بود.
هوش مصنوعی: آنانی که به او وعده داده بودند، به راحتی قولش را شکستند و اکنون زهر خیانتشان در کامشان است و شیرینی وعدههای او در یادشان مانده است.
هوش مصنوعی: ظاهر شرع، تنها یک الگوی خشک و بیروح است، ولی این ولایت و راه معنوی، اصول واقعی ایمان را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: اگر صورت دارای معنی باشد، به کمال میرسد، و اگر معنی نداشته باشد، بیفایده و پوچ خواهد بود.
هوش مصنوعی: مصطفی (ص) برای اینکه مردم را در مسیر خواستههای خود یاری کند، خواست که به آرزوها و خواستههای طولانی و بیپایه اهمیت ندهند و دامن آنها را کوتاه کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.