می شکستم تاکنون ای جان طلسم
شد هویدا گنج اینک بی ز جسم
تاکنون بُد حرف ز اوصاف حقم
نک بود حرف از وجود مطلقم
لفظ و صوت و حرف را نِه برکنار
گوش وحدت نوش اگر داری بیار
زبدة الاسرار زین پیش ای اخی
بود وصف بطن های برزخی
هست زین پس حرف از آن بطن الاخیر
زآنکه خط شد طی به نقطه ذات پیر
هستی بیچون که آن ذات حق است
عارفش گوید وجود مطلق است
این وجود لا بشرط اعنی که ذات
مطلق است از کل اسماء و صفات
لا بشرطی سرّ آن ذات حق است
بل زشرط و لا بشرطی مطلق است
نیست قیدی هیچ بهر این وجود
مطلق آمد ذاتش از کل قیود
مطلق از اطلاق و تقیید است او
برتر از تعلیق و تجرید است او
هست عالی از حدود و از رسوم
هست برتر از خصوص و از عموم
چونکه نبود قید اطلاقش به ذات
میشود گاهی مقید در صفات
چون نه اندر قید تقیید است و بند
میشود مطلق گهی از چون و چند
چون مقید میشود پاک از قیود
متّصف گردد به اوصاف وجود
متصف شد چون به وصف خاص و عام
شاید ار خوانیش احمد یا امام
چون شود مطلق ز اقسام قیود
مینخوانیمش به ذات الاّ وجود
چون شود مطلق امامت را کند
بر علی(ع) تفویض و خود بر در زند
چون شود مطلق ز قید انتزاع
از خدایی هست ذاتش را صداع
در تقیّد شد امام عالمین
چون شود مطلق حسین(ع) است و حسین(ع)
در تقیّد صوفی کامل بود
چون شود مطلق قلندر دل بود
کیست صوفی صاحب تاج ملوک
رهبر و راه خلایق در سلوک
وآن قلندر کیست آن کو سرکش است
سرکش از کون و مکان چون آتش است
چون مقیّد گشت صوفی همّت است
چون شود مطلق قلندر رتبت است
تو ندانی اصطلاح ما یقین
ز اصطلاح خویش میکن فهم این
این امامت هست قید وصف ذات
چون شود مطلق برون است از صفات
تا مقیّد بود خواندیمش امام
چونکه مطلق گشت قد تمّ الکلام
بُد مقیّد تا که بودش وصف تن
چونکه مطلق گشت باری دم مزن
در تقیّد راه مقصود است او
گاه عابد، گاه معبود است او
چون شود مطلق نه عبد است و نه ربّ
از خدا و خلق فرد است این عجب
در تقیّد گاه حق، گاهی است هو
چونکه مطلق گشت حقّ و هو مگو
در تقیّد آدم اول بود
چونکه مطلق گشت لایعقل بود
چون مقید شد بصیر و شاهد است
شد چو مطلق نه احد، نه واحد است
در تقیّد هست شاه ذوالجلال
شد چو مطلق گشت رند لاابال
در تقیّد صد هزارش منصب است
شد چو مطلق لاابالی مشرب است
چون مقیّد شد امام سیّم است
چونکه مطلق گشت هی هی قم قم است
گر مقیّد بود زین پیش و حق او
گشت در آخر سواری مطلق او
وصف تقییدش ندانی ای، عُتُل
پس در اطلاقش چه گویی لاتَقُل
وصف تقییدش ظهور لون لون
شد چو مطلق گشت سرکش از دو کون
در تقیّد بس بپا هنگامه کرد
شد چو مطلق ترک دلق و جامه کرد
گه به نعل از قید و گه بر میخ زد
شد چو مطلق تیشه را بر بیخ زد
در تقیّد گه خدا گه بنده گشت
چونکه مطلق گشت زینها درگذشت
تا تقیّد بود میزد ذوالفقار
شد چو مطلق کرد ترک گیر و دار
در تقیّد بود سرگرم مصاف
شد چو مطلق کرد تیغ اندر غلاف
تا مقیّد بود بُد بر پشت زین
چونکه مطلق گشت آمد بر زمین
در تقیّد بّد لبش خشک از عطش
شد چو مطلق اوفتاد و کرد غش
در تقیّد بود خلاّق العدم
چونکه مطلق گشت قد جف القلم
در تقیّد بود فارِس با سلاح
چونکه مطلق شد فتاد از ذوالجناح
در تقیّد روی از میدان نتافت
شد چو مطلق فرقش از ناوک شکافت
در تقیّد باد نگذشت از برش
شد چو مطلق تاخت دشمن بر سرش
بُد فلک در قیدِ گَردِ دامنش
شد چو مطلق سنگ باران شد تنش
تا مقیّد بود حرفش شرع بود
در شریعت بند اصل و فرع بود
شد چه مطلق خود سر و خود کام شد
رند و قلاّش و قلندر نام شد
بر تو ای شاه قلندر آفرین
از تو ای رند قلندر آفرین
خاک، ای جان قلندر بر درت
هم قلندر، هم قلندر پرورت
در جهان از گردش یک جامه ای
کرده ای برپا عجب هنگامهای
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به بررسی مفهوم وجود و مقام حقیقت مطلق در حکمت و عرفان میپردازد. نویسنده از شکستن طلسمهای ذهنی و آگاهی به وجود خالص و مطلق سخن میگوید. او توضیح میدهد که ذات حق بدون هیچ قید و شرطی وجود دارد و از همه اسماء و صفات فراتر است. همچنین به تفاوت میان قید و اطلاق میپردازد و میگوید که در حالت مطلق، فرد نه عابد است و نه معبود؛ یعنی از محدودیتها و تعاریف فراتر رفته است. در ادامه به شخصیتهای مختلفی اشاره میکند که در حالت تقید به صفات خاص خود شناخته میشوند، اما وقتی از قید خارج میشوند، به مراتب بالاتری میرسند و به حالت عبد و رب بودن در نمیآیند. در نهایت بر اهمیت مقام قلندری و رندی تاکید میکند و به عظمت این حالت در وجود انسانی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: تا به حال بارها خود را شکستهام، ای جان. اکنون طلسم شکسته شده و گنجینهای آشکار شده که دیگر نیازی به جسم ندارد.
هوش مصنوعی: تا به حال درباره ویژگیهای خداوند سخن گفتهام، اما درباره وجود مطلق و حقیقت او هیچ نگفتهام.
هوش مصنوعی: عبارت به بیان اهمیت توجه به مفاهیم عمیق و معنوی فراتر از واژهها و صداها اشاره دارد. به این معنا که اگر به دنبال درک واقعی و نوشیدن شیرینی وحدت هستی، باید از ظاهر کلمات و صداها فاصله بگیری و به عمق معنا دست یابی.
هوش مصنوعی: خلاصهترین و مهمترین نکات در مورد اسرار و رازهای نهانی این عالم، به تو، ای برادر، بیان میشود و این توصیف به جنبههای نهانی و باطنی برزخی مربوط میشود.
هوش مصنوعی: از این پس سخن از معنای عمیق و باطن چیزهاست، زیرا این مسیر به نقطهی اصلی و حقیقتی قدیمی و عمیق انتها یافته است.
هوش مصنوعی: هستی بیچون همان موجودی است که به آن حقیقت مطلق گفته میشود و عارفان آن را وجودی بینهایت و کامل میدانند.
هوش مصنوعی: این وجود بیقید و شرط به معنای ذات مطلق است که از تمامی نامها و صفات فراتر میباشد.
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که راز و حقیقت وجودی خداوند، نه به شرطی خاص است و نه وابسته به هیچ شرطی. بلکه وجود او به طور مطلق و بدون هیچ قید و شرطی است.
هوش مصنوعی: هیچ محدودیتی برای این وجود مطلق وجود ندارد، چرا که ذات او از تمام محدودیتها آزاد است.
هوش مصنوعی: این عبارت به نوعی از ویژگیهای وجودی و ماهیت مطلق اشاره دارد. گفته میشود که مطلق، نه محدود به شرایط خاصی است و نه تحت تاثیر عوامل دیگر قرار دارد. همچنین این مفهوم از هر گونه وابستگی و محدودیتی فراتر است و نمیتوان آن را به سادگی توصیف کرد. در واقع، برتری و کامل بودن این مفهوم نشاندهندهی آزادی و بینهایت بودن آن است.
هوش مصنوعی: علاوه بر آنکه دارای اصول و قوانین خاصی است، از ویژگیهای عمومی و خصوصی نیز فراتر میرود و از آنها برتر است.
هوش مصنوعی: وقتی که خداوند محدودیتی ندارد و از هر نظر آزاد است، گاهی خودش را به صفات خاصی محدود میکند.
هوش مصنوعی: زمانی که انسان در محدودیتها و قید و بندها نیست، به طور آزاد عمل میکند و گاهی میتواند از هر چیزی فراتر برود و به خواستههایش بدون در نظر گرفتن جزئیات و شرایط مختلف دست یابد.
هوش مصنوعی: زمانی که انسان از قید و بندها آزاد شود، میتواند به ویژگیهای واقعی و وجودی خود دست یابد.
هوش مصنوعی: چون او به ویژگیهای خاص و عمومی توصیف شد، ممکن است به خواندنش به نام احمد یا امام اشاره شود.
هوش مصنوعی: وقتی چیزی از هرگونه محدودیت و قید رها شود، دیگر نمیتوانیم آن را با صفات مختلف توصیف کنیم و تنها وجود آن را در نظر میگیریم.
هوش مصنوعی: زمانی که مقام مطلق امامت به علی (ع) واگذار شود، خود خداوند بر در خانه او میزند.
هوش مصنوعی: زمانی که از قید و شرطهای انتزاعی رها میشود، وجود خدای مطلق بهطور کامل نمایان میگردد و ذات او بدون هیچ گونه محدودیتی ظاهر میشود.
هوش مصنوعی: امام معصوم، در کمال تقید و محدودیت به احکام و اصول، قرار دارد؛ در حالی که حسین (ع) و شخصیت او به گونهای است که فراتر از تمامی این محدودیتهاست و از آنچه به صورت مطلق و بیحد و مرز وجود دارد، برخوردار است.
هوش مصنوعی: صوفی کامل به شدت به اصول و قواعد پایبند است، اما وقتی به مرتبهای بالاتر میرسد، میتواند آزاد و بدون قید و شرط زندگی کند و دل او سرشار از عشق و معرفت میشود.
هوش مصنوعی: کیست این صوفی که مانند تاجی بر سر او، مانند پادشاهان است و به عنوان راهنما و پیشوای مردم، آنها را در مسیر سیر و سلوک هدایت میکند؟
هوش مصنوعی: آن قلندر کیست؟ او کسی است که به شدت سرکش و آزاد از هر قید و بند است، مانند آتش که از هر چیزی جز خودش بینیاز است و نمیتوان آن را در یک مکان خاص محدود کرد.
هوش مصنوعی: وقتی که صوفی به اصول و قواعدی پایبند میشود، همت و تلاشش مشخص میشود. اما وقتی از این قیود رها میشود، به مقام و رتبهای والاتر یعنی حالتی آزاد و مستقل میرسد.
هوش مصنوعی: شما از معانی و اصطلاحات ما آگاه نیستید و تنها بر اساس اصطلاحات خودتان میتوانید این مطلب را درک کنید.
هوش مصنوعی: امامت به نوعی ویژگی و صفت خاصی از ذات و وجود هستی است و زمانی که این ویژگی به صورت مطلق بیان شود، از دیگر صفات و ویژگیها جدا میشود.
هوش مصنوعی: تا زمانی که به قوانین و حدود مشخصی پایبند بود، او را امام نامیدیم، اما زمانی که از آن حدود خارج شد، صحبت به پایان رسید.
هوش مصنوعی: تا زمانی که به اوصاف جسمانی محدود هستی، مقید و بند هستی؛ وقتی که آزاد و بیقید و شرط شدی، دیگر نیازی به گفتن نیست.
هوش مصنوعی: در پیروی از مسیر هدف، آن حقیقت وجود دارد که گاهی خود را در قالب عبادتکننده نشان میدهد و گاهی در شکل معبود.
هوش مصنوعی: زمانی که چیزی به کمال و مطلقیت برسد، نه بندگی دارد و نه خدایی. از نظر خدا و مخلوقات، آن موجود تنها و بینظیر است و این موضوع شگفتآور است.
هوش مصنوعی: در محدودیتهای وجود حق، گاهی حقیقتی آشکار میشود، اما زمانی که حق به کمال میرسد، از بیان کردن آن خودداری کن.
هوش مصنوعی: انسان اولیه به اصول و قوانین پایبند بود، اما هنگامی که به آزادی کامل دست یافت، از درک صحیح و عقلانی خود باز ماند.
هوش مصنوعی: زمانی که فردی به بینایی و آگاهی کامل دست پیدا کرد، دیگر محدود به یک دیدگاه خاص نیست و به واقعیت به گونهای وسیع و آزادانه نگاه میکند. در این حالت، او نه به یکی یا تنها به یک چیز خاص محدود میشود.
هوش مصنوعی: در زمانی که شاه با جلال و حشمت خود پاببند اصول و قواعد بود، رند بیقید و رها از هر قیدی آزاد شد و زندگی خود را بدون هیچ محدودیتی ادامه داد.
هوش مصنوعی: در محدودیتهای زیادی که برای مقام و جایگاهها وجود دارد، انسانها به طور جدی به آن پایبند هستند، اما وقتی از این محدودیتها آزاد میشوند، به نوعی بیتفاوتی و آزادگی در رفتار و نگرششان پیدا میکنند.
هوش مصنوعی: وقتی که امام، در موقعیت و شرایط خاصی قرار گرفت، به بهترین شکل عمل میکند و زمانی که از آن قید و بندها آزاد شود، همه چیز به صورت پراکنده و نامنظم خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر از پیش مقید و محدود بود و در نهایت به آزادی و بیقیدی رسید، به حق او تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: ای کسی که تو نمیتوانی توصیف کنی محدودیتهای او را، پس دربارهی بیحد و مرزش چه میخواهی بگویی؟ چیزی نگوید.
هوش مصنوعی: توصیف محدودیت او به گونهای است که وقتی آزاد شد، مانند رنگهای متنوعی درخشید و از دو جهت به طرز بیمهاری ظاهر گشت.
هوش مصنوعی: در زمانی که به شدت به اصول و قواعد پایبند بود، ناگهان از همه آنها آزاد شد و تصمیم گرفت که از لباسها و ظاهر خود رها شود.
هوش مصنوعی: گاهی به شکل غیر مستقیم و گاهی هم به طور مستقیم عمل میکند، مانند کسی که به طور قاطع و با قدرت ضربهای به یک چیز میزند.
هوش مصنوعی: گاهی انسان به اقتدار الهی و گاهی به بندگی خود توجه دارد. اما زمانی که از این محدودیتها عبور کند، به آزادی مطلق دست پیدا میکند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که محدودیتها وجود داشت، ذوالفقار (شمشیر حضرت علی) مو به مو عمل میکرد، اما وقتی که آزاد و بدون قید و شرط شد، به طور متفاوتی عمل کرد و دیگر اقوام و ملل را در نظر گرفت.
هوش مصنوعی: در حالی که به انجام کارهای خود مشغول بود، زمانی که به آزادی و بیقید و شرط دست یافت، مانند شمشیری که به درون غلاف خود برگشته است، آرامش پیدا کرد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که به زین پابند بود، در حال تعادل و آرامش بود، اما به محض اینکه آزاد شد، بر زمین افتاد.
هوش مصنوعی: در اثر بیتوجهی به لبهای خشک شدهاش از تشنگی، به حالتی بیحال و غشکرده افتاد.
هوش مصنوعی: خداوندی که به وجود آوردن را بر عهده دارد، زمانی که مطلق و بیحد و مرز شد، دیگر قلم (نشانگر) را به نوشتن دربارهی امور خود نیاورد.
هوش مصنوعی: در زمان جنگ، سوارکار با سلاح به شجاعت میجنگید، اما وقتی که از بین رفت، به زمین افتاد.
هوش مصنوعی: وقتی انسان به خودش و اصولی که برای زندگیاش تعیین کرده پایبند باشد، احساس میکند که از هرگونه میدانی که بتواند او را منحرف کند به دور است، مانند تیرکمانی که با دقت هدفگیری میکند و از وسط یک تیر را مانند یک پیکان میشکافد.
هوش مصنوعی: دشمن به او حمله کرد، در حالی که او به هیچ چیز وابسته نبود و مانند باد آزاد بود.
هوش مصنوعی: دوران و شرایط زندگی دچار تغییراتی شده است و مشکلات و سختیها او را تحت فشار قرار دادهاند، به طوری که او همچون کسی است که در برف و باران سختیهای زیادی را متحمل میشود.
هوش مصنوعی: تا زمانی که به اصول شرع پایبند باشد، صحبتهایش مطابق با دین و قوانین شرعی است و به ملاکهای اصلی و فرعی پایبند است.
هوش مصنوعی: در اینجا به وضوح بیان میشود که شخصیتی مستقل و خودرأی ظهور کرده است که به تنهایی به زندگی میپردازد و در عین حال، به طرز خاصی با شیطنت و آزادگی شناخته میشود. این فرد، به ویژه به خاطر رفتارهای غیرمعمول و شورشیاش، نامهای جالب و خاصی به خود میگیرد.
هوش مصنوعی: ای شاه قلندر، تو شایسته ستایش و تقدیر هستی؛ تو، ای رند قلندر، مورد تحسین و ارادتیم.
هوش مصنوعی: خاک، ای جان قلندر، در مقابل در تو، هم قلندر هست و هم کسی که تو را پرورش داده است.
هوش مصنوعی: در این دنیا، به خاطر یک جامه که به دور میچرخد، چه غوغایی به پا کردهای!
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.