احمدا یاد آر کز ملک وجود
رخت بستی چون به اقلیم شهود
تو به صحرای شهادت گم شدی
هم جدا چون قطره از قلزم شدی
من نمودم ره تو را در بحر جمع
روشنت کردم به جمع خود چو شمع
گشتم از فضل خود ای درّ یتیم
رهنمایت بر صراط مستقیم
دادمت در ظل قرب خویش جا
تا تو باشی گمرهان را رهنما
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع هدایت و راهنمایی از طریق عشق و معرفت اشاره دارد. شاعر به فردی به نام "احمد" یادآوری میکند که از عالم وجود جدا شده و به دنیای شهادت پا گذاشته است. او همچنین تجربهای از روشنایی و هدایت در دل جمع دارد و به احمد یادآوری میکند که میتواند بر گمراهان راهنمایی کند، زیرا او خود در سایهی قرب الهی قرار دارد. شاعر از فضل خود به احمد میگوید و بیان میکند که او مانند شمعی در جمع است و وظیفهاش راهنمایی دیگران به صراط مستقیم است.
هوش مصنوعی: ای بیخبر، به یاد داشته باش که از قلمرو وجود خود کنارهگیری کردهای، همانطور که به عرصهی شهود قدم گذاشتهای.
هوش مصنوعی: تو در میدان شهادت گم شدهای و بهتنهایی مانند قطرهای از دریا فاصله گرفتهای.
هوش مصنوعی: من راه تو را به وضوح نشان دادم و در میان جمع، نورانیات کردم، مانند شعله شمعی در جمع دیگران.
هوش مصنوعی: من با فضل و لطف خودم، ای مروارید یتیم، تو را راهنمایی میکنم تا بر راه راست و صحیح قدم بگذاری.
هوش مصنوعی: به تو در سایهی نزدیکی خودم مکانی دادم تا تو بتوانی راهنمایی برای گمراهان باشی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.