بخش ۶ - در تنزل از مقام ولایت به مرتبه نبوّت و ظهور حضرت احدیّت و تمجید پیر طریقت به معرفت فرماید
خه خه ای طوطی فکرت بال من
کز پس آیینه گویی حال من
سرّ سرپوشیده را سربسته گو
شو مقیّد باز و حرف از رسته گو
بود جانت گرچه شکرخوار بس
صبح شد،از عصر کن گفتار بس
نه تو در شکرستان گلخواره ای
نی نه گلخواری است ما را چاره ای
گاه گاهی هم پی دفع خمار
آن شراب صبحگاه آید به کار
نک مظفر آمدی منکوب رو
واسوی پس چون قُچ مغلوب رو
آسمان بودی، زمین پست باش
در زمین با آسمان همدست باش
تاکنون مستانه گفتی راز عشق
باش نک هشیار بر آواز عشق
در حریم قرب آن سلطان راز
تکیه چون زد بر سریر عزّ و ناز
بر علّو قرب حق مأوا نمود
جای اندر قرب او ادنیٰ نمود
پرده ای آن دم ز شرع کاملش
در میان جسم و جان شد حائلش
شد نبوّت مر ولایت را حجاب
در حجاب آن بیحُجُب جست احتجاب
بیحُجب یعنی علی مُحتجِب
خود حجاب او نبیّ مُنتجِب
بیحجاب آن دم علی مستعان
در حجاب مستعین آمد نهان
مستعین یعنی علی ذوالدنوّ
مستعان او علی ذوالعلوّ
ای نبی مستعین مستغیث
نک شنو از مستعان خود حدیث
ناگهان بیپرده و صوت و خروش
آمدش زآن پرده آوازی به گوش
گوش هش چون داد بر آواز دوست
شد بر او یکباره کشف راز دوست
آن هویت جمله گفتی راز بود
هر طرف میداد گوش آواز بود
گشت جانش محرم راز علی(ع)
چون شنود از پرده آواز علی(ع)
رازها شد گفته زآن کآواز حق
جفت بودی با لب دمساز حق
در میان حرفی که بود، آورده زد
گرچه اندر پرده زد، بیپرده زد
گر علی(ع) آن دم لسان ﷲ بود
با صدا صاحب صدا همراه بود
از زبان حق تکلّم کرد او
باژگون زد نعل و پی گم کرد او
تا نه گمراهان به سرّش پی برند
رهروان گر پی برند از وی برند
آنکه راه عشقِ او را کرده طی
خوش به سرّ نقطهء با، برده پی
کی برد بر نقطه غیر از نقطه راه
هرکه جست آن نقطه را قطب است و شاه
مرحبا آن نقطه سنجِ نقطه جو
که شد اندر نقطه جویی نقطه او
نقطه جُست و نقطه توحید شد
قطب ملک و مالک تجرید شد
جسم معنی را سراپا عضو گشت
زآن علی کلّ ولیّ جزو گشت
جان فنا در نقطه وحدت نمود
جزو آن کل گشت و شد کلِّ وجود
حق نهادش تاج کرّمنا به سر
یافت هم قوّت ز حق و هم ظفر
قو ت حق کرد خوش ذو قوّتش
خواند در معنی علی رحمتش
خود ندید از حق پرستان هیچ کس
در جهان بی یاد حقش یک نفس
اوست قطبِ وقت و شاهنشاه ما
رهبر و، هم رهنما و، راه ما
گنج دل را تا ابد گنجور باد
چشم بدبین از جمالش دور باد
تا بود شاه او،صفیّش بنده باد
لطف خاصش بر صفی پاینده باد
دست دل بگرفته دامانم که هین
بازگو زآن شاه بی مثل و قرین
کن شکرریزی که شکر مشربی
گو حکایت از لب شیرین لبی
من به دل گویم همی گاه طرب
لالم اندر وصف یار نوش لب
اهل صورت جمله پابست گِلند
وز مذاق قندخواران غافلند
نز شکر، نه از شکرستانشان خبر
قند و شکر نیست طعمه گاو و خر
گویم اندر مجلس روحانیان
مدح او حیف است با زندانیان
گوید او گرد بهانه می متن
در زبان شو در ثنایش تن مزن
هین چه گویم نی زبان داری نکوست
پیش دلداری که دل مبهوت اوست
کس نداند ذات پاکش را سپاس
تا چه گفت آن حق سپاسِ حق شناس
خود ثنا گفتن ز من ترک ثناست
کاین دلیل هستی و هستی خطاست
لیک چون دل را مذاق شکر است
گوش جانش برثنای دلبر است
بهر حقِّ صحبت دل، بارها
اندکی هم گویم از بسیارها
تا زمینی آسمان تمکین شود
وز بیانم کام جان شیرین شود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و معرفت به خدا و امام علی (ع) میپردازد. شاعر از زبان طوطی و بهکارگیری تصاویری از طبیعت و جهان، به بیان نکات عمیق فلسفی و معرفتی میپردازد. او به رازهای عشق و ارتباط انسان با خدا اشاره میکند و همچنین بر اهمیت شناخت و محبت به علی (ع) بهعنوان ولی و امام تأکید دارد. در نهایت، شاعر به مقامات و فضایل علی (ع) اشاره کرده و بیان میکند که هر کس در جستجوی حقیقت و عشق، به این نقطه میرسد که خداوند را بشناسد و در محبت او بیافتد. شعر به طور کلی، دعوت به عشق و معرفت است.
هوش مصنوعی: ای طوطی! افکار تو مانند بال من است که در پشت آینه، حال و روز من را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: رازهای پنهان را به صورت واضح بیان کن و در عوض از بحثهای بیمورد دوری کن.
هوش مصنوعی: اگرچه جان تو شیرین و دلپذیر است، اما صبح که از راه میرسد، حرفهایی از عصر را باید مطرح کنید.
هوش مصنوعی: نه تو در باغ شکر و شیرینی زندگی هستی و نه ما به دنبال خوشی و لذت هستیم.
هوش مصنوعی: گاهی اوقات پیش میآید که برای رفع نشئه و خمار ناشی از شراب، صبحها نیاز دارم به آن.
هوش مصنوعی: ای مظفر عزیز، تو با حالتی مغلوب و شکستخورده به اینجا آمدهای. باید توجه داشته باشی که دیگران چه کسانی هستند و به چه وضعی دچار شدهاند.
هوش مصنوعی: اگر آسمانی هستی، پس زمین را پایین نیاور و در زمین با آسمان همکاری کن.
هوش مصنوعی: تا به حال در حالت مستی درباره راز عشق صحبت کردی، حالا آگاهانه و با هوشیاری به صدای عشق گوش کن.
هوش مصنوعی: در مکان نزدیک به آن پادشاه بزرگ و با شکوه، وقتی به آرامش و قدرت او نزدیک میشوید، حس خاصی را تجربه میکنید.
هوش مصنوعی: در بالاترین درجات نزدیکی به حق، جایی برای سکونت قرار داده شده است و در همین نزدیکی، در مقام پایینتری نیز آماده است.
هوش مصنوعی: در آن لحظه که دین کاملش به میان آمد، پرده ای میان جسم و روح انسان قرار گرفت.
هوش مصنوعی: نبوّت به عنوان مقام و راهنمایی الهی، به نوعی مانع و حجاب بر ولایت الهی تبدیل شده است. در این حال، حقیقت و باطن ولایت در پس این حجابها پنهان مانده و کسی نمیتواند آن را بهراحتی ببیند.
هوش مصنوعی: علی بدون پرده و حیا، خود را به خوبی نشان میدهد و حجاب او، پیامبر برگزیده خداست.
هوش مصنوعی: در آن لحظه که علی (علیهالسلام) به یاری خداوند نیاز داشت، یاریکنندهاش بهگونهای پنهان به مدد او آمد.
هوش مصنوعی: شخص مددجو و پناهنده به علی است که در نزدیکی اوست، و او از علی که در اوج مقام و معنویت قرار دارد، یاری میطلبد.
هوش مصنوعی: ای پیامبر، به کمکخواه و حمایتجوی خود گوش فرا بده و از او سخنها بشنو.
هوش مصنوعی: ناگاه صدایی بلند و رسایی از پشت پرده به گوش رسید.
هوش مصنوعی: گوش هش، یعنی گوش هوشیار و با دقت، به صدای دوست گوش میدهد و به یک باره به راز و حقیقتهای دوست پی میبرد.
هوش مصنوعی: آنچه که تو بیان کردی، یک راز عمیق است که در هر سو به گوش میرسد و شبیه یک آواز زیباست.
هوش مصنوعی: جانی که به رازهای علی(ع) آگاه شد، وقتی صدای علی(ع) را از پرده بشنید، به محرم او تبدیل شد.
هوش مصنوعی: رازها فاش شدند زیرا صدای حق با لبهای همنوا و همساز حق همراه شد.
هوش مصنوعی: در میان صحبتهایی که وجود داشت، او بیپرده و بدون ملاحظه حرفش را زد، هرچند که در ابتدا به صورت ضمنی و مخفیانه اشاره کرد.
هوش مصنوعی: اگر آن روز علی(ع) زبان خداوند بود، صدای او نیز با صدای پروردگار همصدا بود.
هوش مصنوعی: او به زبان حقیقت صحبت کرد و به شکل معکوس عمل کرد و نشانهها و مسیر را گم کرد.
هوش مصنوعی: هر کس که در مسیر حق قرار دارد اگر به حقیقت دست یابد، دیگران که در جستجوی راه هستند نمیتوانند به اسرار آن پی ببرند.
هوش مصنوعی: کسی که مسیر عشق او را پیموده، خوشا به حالش که به راز و رمزی عمیق دست یافته است.
هوش مصنوعی: هر که به دنبال هدفی مشخص باشد و به آن نقطه برسد، در حقیقت به مقام و جایگاهی بلند و رفیع دست یافته است.
هوش مصنوعی: سلام و درود بر آن کسی که در جستجوی نقاط، به نقطهای دست یافت که خود نیز نقطهجویی را آغاز کرده است.
هوش مصنوعی: نقطهای پیدا شد که مرکز همه چیز گردید و این نقطه به وحدت رسید و به عنوان محور عالم و مقام بینهایت معرفی شد.
هوش مصنوعی: جسم به طور کامل به نمود و مفهوم خود تبدیل شد و در این فرآیند، علی (مظهر کل) از جزئیات و بخشهای مختلف تشکیل شده است.
هوش مصنوعی: در نقطه وحدت، جان فانی به کل وجود پیوست و جزئی از آن کل شد.
هوش مصنوعی: خداوند به او تاج کرامت را هدیه کرد و هم قوت و توانایی و هم پیروزی از سوی او به دست آمد.
هوش مصنوعی: قدرت حق را خوشبختانه با قدرت علی (ع) مقایسه کرده و معنای او را با رحمتش در نظر گرفته است.
هوش مصنوعی: هیچکس را در این دنیا ندیدهام که به یاد خداوند نباشد، حتی برای یک لحظه.
هوش مصنوعی: او محور زمان است و سلطانی که رهبر و هدایتگر ما به شمار میرود و مسیر ما را مشخص میکند.
هوش مصنوعی: دل باید همیشه پر از ذخایر ارزشمند باشد و هرگونه نگاه منفی که به زیبایی آن آسیب برساند، باید دور باشد.
هوش مصنوعی: تا وقتی که او شاه است، بندهاش خواهدوستش پایدار بماند.
هوش مصنوعی: دل من دامنم را گرفته و خواستار است که از آن شاه بینظیر و بیهمتا جلوهها و ویژگیهایش بگویی.
هوش مصنوعی: بهخود بیا و از شکرریزیهای خود بگو، زیرا گفتگو دربارهی طعم شیرین لبها، داستانی فراموشنشدنی است.
هوش مصنوعی: به دل میگویم که گاهی در وصف دوست خوشلب خود، بیصدا شاد و خوش باشم.
هوش مصنوعی: همه افرادی که به ظواهر مادی زندگی مشغولند و به نیز از لذتهای واقعی بیخبرند.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که افرادی که از ریشههای شیرین، مثل شکر و قند، بهرهمند نیستند، در واقع چیزی از لذتها و نعمتهای شیرین زندگی نمیداند. در واقع، آنها هیچ اطلاعی از زندگی لذت بخش نخواهند داشت و فقط در حال تجربههای سخت و دشوار هستند.
هوش مصنوعی: در جمع روحانیون، به ستایش او صحبت کنم، ولی با زندانیان در کنار هم، این کار ناپسند است.
هوش مصنوعی: او میگوید که بهانهگیری را کنار بگذار و وقتی در حال صحبت از ثنای او هستی، به تن خود ضربه نزن.
هوش مصنوعی: ببین چه میگویم، زبانت خوب است، اما در حضور کسی که دل به او باختهام، نمیتوانم صحبت کنم. دل من تحت تأثیر اوست و حیران مانده است.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیداند که چگونه باید از ذات پاک او سپاسگزاری کرد، زیرا او به حقیقت شایستهی سپاسگذاری است.
هوش مصنوعی: ستایش خود بهدست خود نادرست است، زیرا این خود دلیل وجود و هستی است و وجود خود نشاندهنده خطا محسوب میشود.
هوش مصنوعی: اما چون دل مزهی شیرینی را حس میکند، گوش جانش به نغمههای دلبر توجه دارد.
هوش مصنوعی: به خاطر حق صحبت دل، بارها تنها کمی از بسیار چیزها را بیان میکنم.
هوش مصنوعی: تا وقتی که زمین به آسمان تسلیم شود و از گفتار من روح و جان شاداب گردد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.