إِذْ تَبَرَّأَ اَلَّذِینَ اُتُّبِعُوا مِنَ اَلَّذِینَ اِتَّبَعُوا وَ رَأَوُا اَلْعَذٰابَ وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ اَلْأَسْبٰابُ (۱۶۶) وَ قٰالَ اَلَّذِینَ اِتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنٰا کَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ کَمٰا تَبَرَّؤُا مِنّٰا کَذٰلِکَ یُرِیهِمُ اَللّٰهُ أَعْمٰالَهُمْ حَسَرٰاتٍ عَلَیْهِمْ وَ مٰا هُمْ بِخٰارِجِینَ مِنَ اَلنّٰارِ(۱۶۷)
هنگامی که بیزاری جویند آنان که پیروی کردند از آنان که پیروی کردند و دیدند عذاب را و بریده شود بایشان سببها (۱۶۶) و گفتند آنان که پیروی کردند کاش بود برای ما بازگشتی پس بیزاری جستیم از ایشان هم چنان که بیزاری جستند از ما چنین بنماید ایشان را خدا کردارهایشان را حسرتهاست بر ایشان و نیستند ایشان بیرون رونده از آتش (۱۶۷)
نوبت آید که ز متبوعین پیش
تابعان گردند دور از خوف خویش
پیرو ار گشتند ز ایشان چند روز
پس بری گردند زآن تشویش و سوز
چون عیان بینند آثار عذاب
رو بگردانند ز ایشان ز اضطراب
اعتمادی کرده یک دم از رمد
بر چراغ بی فتیله و بی مدد
آن زمان کز شرق تابد آفتاب
مانده است او با چراغش در حجاب
روبهی را کرده یار خود به جبر
آن زمان بیند شکوه شیر و ببر
اولیاء آیند اندر داوری
که ز ما بوده است این ناکس بری
سالها دادیم او را وعظ و پند
تا کنیم آزادش از زنجیر و بند
ترک ما را کرد و حق نشناخت او
عشق خود بر موش کور انداخت او
گفت با دونان که بودندش رفیق
این همه دام است ما را در طریق
نیست بهر جاه و مال آرامشان
کی به ما گیر است هرگز دامشان
عقل و هوش خویشتن را بی دلیل
باز می پنداشت بیش از جبرئیل
نک ز عقل خویش و احباب ذنوب
میگریزد همچو کلب از سنگ و چوب
واقفش کردیم ما زین روز تنگ
روز ما می تافت کاین نقش است و رنگ
هست ما را صد هزار اسباب و یار
از شما بی مکنتان داریم عار
آن سببها را چه کردی برف بود
کآب شد یا خود خیال و حرف بود
مر تو نَبوی آن امیر عقلمند
که نمودی اهل حق را ریشخند
داشتی صد گونه اسباب و امید
چون شد آن اسباب و ادراک رشید
نک چرا داری ز اسباب انقطاع
هم ز احبابت بود رنج و صداع
وآن کسان گویند از خوف و خطر
کاش ما را بود برگشت دگر
پس کنند آن دم تبرّی زآن کسان
که بدندی تابع آنها خسان
همچنان کز ما بدند ایشان بری
میلشان بر شرک بود و کافری
می نماید حق بدینسان آیتی
وآن عملها را بر ایشان حسرتی
در جحیم غفلتند و سرکشند
تا نپنداری که خارج ز آتشند
آتش آن اخلاق دور از خیر توست
تا نیندیشی که هیچ آن غیر توست
معنیش اخلاق زشت ناخوش است
صورت آن دوزخ است و آتش است
نک تو را تا هست بر کف چاره ای
دل بِبر زین همرهان گر کاره ای
یار آن شو کو ندارد مثل و یار
حافظت باشد به هر لیل و نهار
چون شدند آن همرهان بی اصول
که گرفتی پس شدی ز ایشان ملول
چو از تو پرسم حال آن یاران زفت
گویی آن یک مرد و آن دیگر برفت
یا که گویی خورد او مالم به شید
گفت و آن یک راز پنهانم به زید
وآن یکی را بد طمع ز اندازه بیش
وآن دگر بد مست بود و بخل کیش
وآن دگر شد بهر مالی دشمنم
متهم می داشت وآن یک دامنم
خانه ام را کرد آن دیگر خراب
وآن نمیکرد از فواحش اجتناب
وآن دگر خودخواه بود و طعنه زن
وآن منافق بود و کاذب در سخن
وآن دگر بد سیرت و نااهل بود
پیش او هر فعل زشتی سهل بود
وآن خیانت کرد اندر خانه ام
ریخت و اینک زهر در پیمانه ام
ور رفیقی را شماری صاف و پاک
گویی آن هم مرد و شد در زیر خاک
پس چرا با این همه، ای تیره جان
چشم یاری باز داری زین خسان
عمر رفت و تو در این اندیشه ای
باز تا آری به کف هم پیشه ای
یا رفیقی کو به دلخواهت بود
تا به آخر یار و همراهت بود
یار آن شو کو تو را آن سو برد
زین مزابل بر مه و مینو برد
وارهاند از قیود ماسوات
همنشین و یار سازد با خدات
ور نداری بر چنین کس معرفت
هم بِنشناسیش ز افعال و صفت
یار حق شو، یاد او کن صبح و شام
ترک غیر او بگیر از خاص و عام
گویی ار هم ناشناسا بر وی ام
بر وجود و بود او آگه نی ام
رو که معذوری نداری جان و عقل
باش تا آید زمان مرگ و نقل
آن زمان خلاّق را خواهی شناخت
کت به سر تُرک اجل دو اسبه تاخت
عقل و فهمت بسته گردد ز اضطرار
ناشناسا مانی از اغیار و یار
خالق خود را ندانی ای دبنگ
و اهل دنیا را شناسی بیدرنگ
مالت ار کس برد آیی در خروش
ور بری مال کسان باشی خموش
چون تو کردی ظلم، حق پیدا نبود
ور شدی مظلوم میخوانیش زود
چون شناسی در زمان محنتش
لیک نشناسی به روز راحتش
میشناسی شب تو زر خوب و بد
حق ندانی کیست روز ای بی رشد
مرگ گوید چون کشد در خون تنت
گر که نشناسی تو، بشناسم منت
چون بخسبی خوار و مسکین در لحد
میشناسی فعل نیک از فعل بد
از حضور اولیاء بودت نفور
باش اینک همنشین مار و مور
سالها خوردی ز خوان حق تو قوت
خواهی اش اینک دلیل اندر ثبوت
خواهی اثبات ا ز وجود خالقت
که به عمری بوده رب و راقبت
یک دلیل هستی اش انکار توست
برخلاف اهل حق کردار توست
زآنکه اشیاء را به ضد ذی فن شناخت
وآن حسین از شمر ذی الجوشن شناخت
گر نمی شد خولی و شمر و یزید
بود فضل آل حیدر ناپدید
یک نشان اولیاء ز اسرارشان
اینکه خودبینان کنند انکارشان
همچو انکار عزازیل از صفی
وین بود در سرّ خلقت مختفی
او ز سجدة بوالبشر معذور بود
زآنکه اقرار از سرشتش دور بود
بود ناچار از خلاف بوالبشر
سجده گر میکرد بد شخص دگر
دیگری هم گشت می باید بلیس
گر شریفی، چاره نبود زین خسیس
زآنکه باشد کون جامع لاعلاج
از هوی و نفس و ترکیب و مزاج
هر یکی در جای خود با شد بجا
هم در آدم عقل باید هم هوی
پس غرض ز ابلیس ، نفس سرکش است
لازم کونیت، آب و آتش است
آتش ار نبود در او سوز و شرر
نیست آن آتش، بود چیز دگر
همچنان که مطلب ما ای حسن
چیز دیگر گشت گر دانی سخن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن به موضوع روز قیامت و عذاب آن پرداخته شده است. وقتی پیروان از پیشوایان خود بیزاری جسته و عذاب را مشاهده میکنند، آرزو میکنند که ای کاش بتوانند به گذشته بازگردند و از آنها تبری جویند. خداوند به آنها نشان میدهد که اعمالشان چه حسرتی برایشان خواهد بود و آنان هرگز از آتش جهنم نجات نخواهند یافت.
در ادامه، به بیان داستانی alegorیک پرداخته شده که در آن پیروان وقتی با عذاب روبرو میشوند، از همکاری با شخصیتهایی که در مسیر نادرست بودند، پشیمان میشوند. همچنین این متن به تأکید بر انتخاب همراهان صحیح و خوی نیکو اشاره کرده و متذکر میشود که اخلاق نیک کلید نجات و رهایی از عذاب است. در آخر، به نیاز به دوستی با خدا و شناخت او به عنوان اصلیترین و مهمترین عامل در زندگی اشاره دارد.
هوش مصنوعی: در آن زمان، کسانی که از آنها پیروی شده بود، از پیروان خود برائت جستند و عذاب را دیدند و همه پیوندهایشان پاره شد. پیروان گفتند: اگر فرصتی دیگر برای ما بود، از آنها برائت میجوستیم همانطور که آنها از ما برائت جستهاند. اینگونه خداوند اعمالشان را برایشان به صورت حسرتی نمایان میکند و آنها هرگز از آتش بیرون نخواهند رفت.
هوش مصنوعی: زمانی که کسانی که از دیگران پیروی کردهاند، از پیروانشان بیزار میشوند و عذاب را میبینند، همهی راههای ارتباطی میانشان قطع میشود. آنها میگویند: «ای کاش میتوانستیم به عقب برگردیم!» پس از پیروان خود بیزار میشوند، همچنان که آنها از آنان بیزار شدند. خداوند کردارهایشان را بر آنها جلوهگر میسازد و این حسرتها بر دوششان سنگینی میکند و آنها از آتش جهنم رهایی نخواهند یافت.
هوش مصنوعی: زمانی خواهد رسید که سرمداران و پیشوایان، خود به دنبال پیروان و تابعان خود خواهند رفت و از ترس و وحشت خود فاصله خواهند گرفت.
هوش مصنوعی: پس از مدتی که پیروان از آن تشویش و درد رهایی یابند، دوباره به آرامش خواهند رسید.
هوش مصنوعی: وقتی که نشانههای عذاب آشکار میشود، آنها از ترس و نگرانی به سمت دیگری میچرخند و روی خود را برمیگردانند.
هوش مصنوعی: اعتمادی به چیزی کرده که درخشان نیست و کمکی هم نمیکند.
هوش مصنوعی: زمانی که خورشید از سمت شرق طلوع میکند، او هنوز در تاریکی به سر میبرد و با چراغی در پوشش خود منتظر است.
هوش مصنوعی: روباهی به دلیل اجبار شرایط به یاری خود متوسل میشود و در آن زمان شکوه و قدرت شیر و ببر را مشاهده میکند.
هوش مصنوعی: اولیاء و اولیای الهی در روز قیامت حاضر میشوند تا قضاوت کنند که این فرد ناکارآمد از ما بوده است.
هوش مصنوعی: سالها تلاش کردیم تا او را نصیحت و راهنمایی کنیم تا از قید و بندهایش رها شود.
هوش مصنوعی: او از عشق ما دست برداشت و قدر عشق خود را ندانست، در حالی که عشق او به اندازهای کمعمق بود که به یک موش کور میمانست.
هوش مصنوعی: او به دوستانی که پایینرده و کمطموح بودند، گفت که ما در این مسیر به این اندازه موانع و مشکلات داریم.
هوش مصنوعی: این افراد به خاطر مقام و ثروت راحتی ندارند؛ هرگز نمیتوانند به ما نزدیک شوند.
هوش مصنوعی: او به خود مغرور شده بود و عقل و فهم خود را بدون دلیل از جبرئیل هم بالاتر میدانست.
هوش مصنوعی: مردی که از عقل خود و دوستانش دوری میکند، مانند سگی است که از سنگ و چوب فرار میکند.
هوش مصنوعی: ما او را از این وضعیت آگاه ساختیم، زیرا روزهای سخت ما در حال روشن شدن است و این فقط یک تصویر و رنگ است.
هوش مصنوعی: ما دارای صدها وسیله و امکانات هستیم، ولی از داشتن یارانی مثل شما که بیپولی و بیامکانات هستند، احساس شرم و ننگ نمیکنیم.
هوش مصنوعی: مدت زمانی که با آن دلایل و عوامل مواجه بودی، مانند برفی بود که ذوب شده است؛ آیا واقعاً آنچه گذشت، حقیقت داشت یا فقط افکار و سخنانی بودند که به وجود آمدند؟
هوش مصنوعی: تو همان کسی هستی که همانند یک امیر عاقل، اهل حق را به تمسخر کشیدهای.
هوش مصنوعی: تو انواع و اقسام امکانات و امیدها را داشتی، اما حالا آن امکانات و درک روشن چگونه شده است؟
هوش مصنوعی: چرا به خاطر جدایی و دوری از کسانی که دوستشان داری، اینقدر رنج و درد سر میکشی؟
هوش مصنوعی: آنها میگویند، از ترس و خطر، کاش فرصتی بود تا دوباره برگردیم.
هوش مصنوعی: پس در آن لحظه، از کسانی که به بدی ها رفته و پیرو آنها شدهاند، بریده و جدا میشوند.
هوش مصنوعی: این افراد از ما دورند و تمایلشان به شرک و کفر است.
هوش مصنوعی: به این شکل، حق یک نشانه و علامتی را به وجود میآورد و آنچه را که مردم در زندگیشان انجام دادهاند، برایشان مایه حسرت و اندوه میکند.
هوش مصنوعی: آنها در آتش غفلت غرق شدهاند و در شور و هیجان به سر میبرند، طوری که فکر نکنی که از آتش بیرون هستند.
هوش مصنوعی: آتش آن ویژگیهای بد و ناپسند، از خیر و خوبی تو به دور است، تا اینکه فکر نکنی هیچ چیز جز خودت وجود ندارد.
هوش مصنوعی: اخلاق ناپسند و زشت بسیار ناخوشایند است و باید بدانیم که این رفتارها به نوعی همانند آتش جهنم هستند.
هوش مصنوعی: هرگاه زندهای، از مشکلات خود راه حلی بیاب و با دیگران که در این مسیر با تو هستند، همراهی کن. اگر در کار خود موفقی، دل خود را از دغدغهها آزاد کن.
هوش مصنوعی: دوستی را برگزین که همتایی برایش نیست و همیشه در شب و روز، نگهدارت باشد.
هوش مصنوعی: وقتی که همراهان بیپایه و اصولت شدند، از آنها دور شدی و ناراحت شدی.
هوش مصنوعی: وقتی از تو میپرسم حال آن دوستان را، تو میگویی آن یکی در اینجا است و آن دیگر رفته است.
هوش مصنوعی: شاید بگویید که من مال و داراییام را به شید (شعله) دادهام و آن راز پنهانی که دارم را به زید (شخصی دیگر) گفتهام.
هوش مصنوعی: یکی از آنها به اندازهی زیادی طمع داشت و دیگری به قدری مست بود که بخیل و تنگنظر شده بود.
هوش مصنوعی: در اینجا با اشاره به دو موضوع، به نوعی نفاق و حسادت پرداخته شده است. شخصی که به بیاحترامی و اتهام زنی میپردازد، به خاطر منافع خود از دیگران استفاده میکند. این فرد ابتدا به خاطر داشتن حسدی نسبت به دارایی دیگری، او را متهم به خیانت میکند، در حالی که در واقع خود در حال دامن زدن به یک مشکل دیگر است. به طور کلی، این بیانگر رفتارهای ناپسند و عداوت در میان انسانها است.
هوش مصنوعی: خانهام را آن شخص خراب کرد و او هرگز از گناه و ناپسندی دوری نمیکرد.
هوش مصنوعی: یکی از آنها خودخواه و کنایهزن بود و دیگری فردی نفاقآمیز و در گفتار خود دروغگو.
هوش مصنوعی: شخصی که دارای کردار ناپسند و فاقد شایستگی است، برای او انجام هر عمل زشتی آسان میشود و به راحتی به سوی کارهای ناپسند سوق پیدا میکند.
هوش مصنوعی: در خانهام خیانت رخ داد و حالا زهر در جام من ریخته شده است.
هوش مصنوعی: اگر رفیقی را به عنوان شخصی پاک و صادق بشماری، همانند این است که او نیز روزی مثل همه زیر خاک خواهد رفت.
هوش مصنوعی: پس چرا با وجود همه این مشکلات، ای جان غمگین، هنوز امیدی به کمک از افرادی که بیارزشاند داری؟
هوش مصنوعی: عمر تو گذشت و هنوز در فکر این هستی که چه کار دیگری انجام دهی تا به هدفهایت برسی.
هوش مصنوعی: دوستی پیدا کن که مورد پسندت باشد و تا پایان عمر در کنارت بماند.
هوش مصنوعی: دوست را پیدا کن که تو را از این مشکلات و زشتیها به سمت زیباییها و لذتها هدایت کند.
هوش مصنوعی: از قید و بندهای ناخواسته رها شو و دوست و همراه خود را با خداوند قرار بده.
هوش مصنوعی: اگر بر چنین کسی آگاهی نداری، از روی کارها و خصوصیاتش هم نمیتوانی او را بشناسی.
هوش مصنوعی: دوست خدا باش و در صبح و شب بر او توجه کن. از وابستگی به دیگران، چه خاص و چه عام، دوری کن.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که حتی اگر او را نشناسم، هنوز هم به وجود و حقیقت او آگاهی ندارم.
هوش مصنوعی: بدان که هیچ عذری در زندگی نداری، پس با تمام وجود خود به زندگی ادامه بده و از عقل و جان خود بهره ببر تا زمانی که مرگ سر برسد و زندگی به پایان برسد.
هوش مصنوعی: وقتی زمان فرا برسد، خالق را خواهی شناخت، زمانی که مرگ با تمام قدرت به سراغ آدم بیاید.
هوش مصنوعی: در شرایط اضطراری، عقل و درک تو تحت تاثیر قرار میگیرد و ممکن است نتوانی خود را از دیگران و روابطی که داری، جدا کنی.
هوش مصنوعی: اگر تو خالق خود را نشناسی و تنها اهل دنیا را به سرعت بشناسی، نشانهی نادانی توست.
هوش مصنوعی: اگر مال تو را کسی ببرد، باید فریاد ونگ و ناله کنی، اما اگر مال دیگران را داشته باشی، باید ساکت باشی و چیزی نگویی.
هوش مصنوعی: وقتی تو ظلم میکنی، حق و حقیقت آشکار نمیشود، ولی اگر مظلوم باشی، به سرعت از تو یاد میشود.
هوش مصنوعی: وقتی که در زمان سختی و دشواری او را میشناسی، اما در روزهای خوشی و آسایشش او را نمیشناسی.
هوش مصنوعی: شب را میشناسی، ولی نمیدانی در روز کی خوب است و کی بد. ای کسی که رشد نکردهای!
هوش مصنوعی: مرگ میگوید: زمانی که تو را در خون خود ببینم، اگر تو مرا نشناسی، من به خوبی تو را میشناسم.
هوش مصنوعی: زمانی که در قبر بخوابی و در حالتی زار و فقیر قرار بگیری، آنگاه میتوانی به خوبی از کارهای نیک و بد تمییز بدهی.
هوش مصنوعی: از وجود اهل علم و عرفان دوری کن، زیرا اکنون همنشین مار و مور هستی.
هوش مصنوعی: سالها از سفرهی حق بهرهمند شدی و اکنون برای قوت و روزیات دلیل و مدرکی نیاز داری.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی وجود خالقت را ثابت کنی، به عمر طولانیاش نگاهی بنداز که همیشه پرورشدهنده و مراقب تو بوده است.
هوش مصنوعی: وجود تو به عنوان یک دلیل وجودی به هنگامی مورد انکار قرار میگیرد که بر خلاف اصول و رفتارهای درست و حقیقی عمل کنی.
هوش مصنوعی: اینجا اشاره به این دارد که انسانها میتوانند چیزی را از طریق شناخت ویژگیهای متضاد آن بشناسند. مانند اینکه شخصیت و فضائل حسین را از طریق شناخت ویژگیها و رفتارهای منفی شمر تشخیص میدهند. به عبارت دیگر، ویژگیهای مثبت و منفی هر چیز به ما کمک میکند تا آنها را بهتر بشناسیم.
هوش مصنوعی: اگر کسانی مانند خولی و شمر و یزید وجود نداشتند، فضیلت و مقام آل حیدر (علی) پنهان میشد.
هوش مصنوعی: نشان خاص اولیاء خدا این است که افرادی که به خودشان مغرورند، وجود آنها را انکار میکنند و از مقامشان بیخبرند.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که مانند انکار عزازیل (شیطان) از صفات خداوند، این موضوع در حقیقت آفرینش مخفی است. این اشاره به رازها و اسراری دارد که در خلقت موجودات نهفته است و ممکن است از دیدگاه برخی پنهان باشد.
هوش مصنوعی: او از سجده کردن به انسان نخستین معاف بود، زیرا که اقرار و پذیرش چنین چیزی با ذاتش سازگار نبود.
هوش مصنوعی: اگرچه انسانی به نام بوالبشر وجود داشت، اما او ناچار بود در برابر شخص دیگری که خوب بود، سجده کند.
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد به مقام و منزلت خود ادامه دهد، ناچار باید با دیگران رفتار کند و از خساست دوری کند.
هوش مصنوعی: چون که وجود کامل و بینظیر از تمایلات نفسانی، ترکیب و مزاج رهایی ندارد.
هوش مصنوعی: هر کسی باید در جای خود قرار گیرد و در انسان نیز نیاز به عقل و همچنین هوی (عواطف و تمایلات) وجود دارد.
هوش مصنوعی: هدف ابلیس، همان نفس سرکش انسان است که وجودش ضروری است، مانند آب و آتش که هر کدام نقش خاصی در زندگی دارند.
هوش مصنوعی: اگر در او آتش و شعلهای وجود نداشته باشد، آن آتش واقعی نیست و به همین دلیل، باید به دنبال چیز دیگری باشیم.
هوش مصنوعی: اگر تو خیلی خوب به موضوع ما توجه کنی، متوجه خواهی شد که داستان و موضوع ما، ای حسن، به شکل دیگری تبدیل شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.