تو اگر کناره از ما ز ره مجاز کردی
برصا کشیم نازت چو تو خوبه ناز کردی
سوی عاشقان مفتون نبرد شهی شبیخون
تو بما ز چشم میگون همه ترکتاز کردی
تو بس ار چه خوبروئی همه دم بهانه جوئی
نگذشت گفتگویی که بهانه ساز کردی
بجهان و روزگاران زبتان گلعذاران
نکند کس این بیاران که تو دلنواز کردی
تو انامل بلورین نزدی بزلف مشکین
مگر آنکه ز اهل آئین همه کشف راز کردی
ز رهت چو گشتم آگه تو بطره بستیم ره
سفری که بود کوته بر ما دراز کردی
چو زدی بطره دستی دل عاشقان شکستی
بشکسته باز بستی گرهی که باز کردی
ره موت گیرم از سر شنوم اگر بمحشر
بجنازهام تو دلبر زکرم نماز کردی
بخدا صفی علائق ببر از خود و خلائق
سر و جان کجاست لائق که بر او نیاز کردی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی وصال و عواطف عاشقانهاش میپردازد. او از معشوقش میگوید که با ناز و فریبندگی خود دلها را به دست میآورد و بر دل عاشقان حکمرانی میکند. شاعر به خاطر زیبایی و جذابیت معشوق، رابطهاش را با دنیا و روزگار فراموش کرده و تسلیم سحر و جادو میشود. در نهایت، او از خدای خود میخواهد که علاقهاش را از آن معشوق و دیگران برگیرد و بگوید که چرا باید خود را نیازمند این عشق کند.
هوش مصنوعی: اگر تو از ما دور شوی و به راه غیر مستقیم بروی، ما به خاطر زیبایی و ناز تو برایت آرزو میکنیم که با تمام دل برای تو تلاش کنیم.
هوش مصنوعی: یک شب، فرمانروایی به سوی عاشقان دل باخته حملهور شد و با نگاهی مسحورکننده، دل ما را تسخیر کرد و تمامی ما را تحت تأثیر قرار داد.
هوش مصنوعی: تو چه زیبا و جذابی هستی، اما همیشه دنبال بهانهای برای حرف زدن و بحث میگردی. لحظهای نمیگذرد که تو بهانهای نسازی برای صحبت کردن.
هوش مصنوعی: در این دنیا و در این روزها، هیچکس نمیتواند با گلهای زیبای شما رقابت کند، چرا که شما با محبت و دلنوازیتان دلها را شاد کردهاید.
هوش مصنوعی: تو با دستان بلورین خود به زلف مشکی نزدیک میشوی، مگر اینکه از اهل معرفت باشی و رازها را کشف کنی.
هوش مصنوعی: وقتی از راه تو آگاه شدم، به خود شراب نوشیدیم و سفر کوتاهی که برای ما بود را با دراز کردن به تأخیر انداختی.
هوش مصنوعی: زمانی که تو به عشق دست زدی، دل عاشقان را شکست و پس از آن هم که دلهای شکسته را دوباره بستی، گرهای را که قبلاً باز کرده بودی، دوباره بستی.
هوش مصنوعی: اگر در روز قیامت، در حالی که جنازهام در آنجا است، تو دلبر من را با دعا و نماز مورد توجه قرار دهی، درست مثل این است که از مسیر مرگ آگاهی پیدا کردهام.
هوش مصنوعی: به خدا قسم، از تمام تعلقات و وابستگیهایت رها شو. وجود و جان انسانها به چه چیزی نیاز دارد، که تو به آن نیازمند هستی؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در رحمت ابد بر من خسته باز کردی
که دلم ز دست بردی و محل راز کردی
تو هزار بار کشتی و نمردم و نمیرم
که بکشتگان عشق ازلی نماز کردی
همه من شدی بمستی و چو هوشیار گشتم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.