چو آندو زلف شب آسا حجاب مه گردد
چه روزها که در آن سال و مه سیه گردد
چه جای رندی و تقوی کز آن دو چشم خمار
خراب کار خرابات و خانقه گردد
فقیه شهر که گفت از تباه کاری ما
ندیده خال تو کایمان کجا تبه گردد
بسر کلاه چو گرداند از خود آرائی
گذشته کار دل از کار تا گله گردد
گره ز طره به مگشا و ره ز خط به مبند
که دل اسیر تو بیلشکر و سپه گردد
دل ار که رفت ز دنبال چشم او چه عجب
که پیش رفتن آن چشم دل ز ره گردد
کجا توان دل و دین داشت ز اختیار نگاه
که بیخود این همه زان گردش نگه گردد
جز آن دو چشم که بر خون ما گواهی داد
ندیده کس که به خون قاتلی گره گردد
پناه دل بز نخدانش زان دو طره گرفت
رضا که دید که زندانئی بچه گردد
ز راه دانه خال تو برد آدم را
سزد که ضامن ابلیس در گنه گردد
صفی پیر مغان سر سپرده و تاج گرفت
گدای میکده زیبد که پادشه گردد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره تحیر و عشق است و احساسات عمیق شاعر را نسبت به محبوبش به تصویر میکشد. شاعر از زیباییهای چهره محبوب و تاثیر آن بر دل و دین خود میگوید، به طوری که حتی فقیه شهر نیز به اسارت عشق گرفتار شده است. او تأکید میکند که نگاههای محبوبش چنان قوی است که میتواند دل را به تسخیر خود درآورد و به همین دلیل، دیگر هیچکس قادر به فهم این عشق و سرنوشت آن نیست. در نهایت، شاعر به این باور میرسد که عشق و شیدایی از او به دور نیست و حتی در مقامهای بلند و پادشاهی نیز، دل میتواند همچنان به عشق مستعمر باشد.
هوش مصنوعی: وقتی آن دو زلف مانند شب باشد و پردهدار چهره ماه گردد، روزهایی پیش میآید که در آن، سال و ماه به تیرگی میگراید.
هوش مصنوعی: در این شعر به این موضوع اشاره شده است که وقتی کسی با چشمان غمگین و افسون شده به سراغ دنیا میآید، دیگر چه جای ریاکاری و نیککرداری وجود دارد، زیرا این حالت میتواند باعث تخریب همه چیز شود، چه در میخانه و چه در خانقاه. به عبارتی، سختیها و چالشهای فکری و روحی انسان را از مسیرهای معمولی زندگی دور میکند.
هوش مصنوعی: فقیه شهر میگوید که از بدیهای ما هیچ خبری ندارد و نمیداند که این کارها چگونه میتواند ایمان ما را نابود کند.
هوش مصنوعی: وقتی کسی در خودبینی و خودبزرگنمایی غرق شود، ممکن است کارهای قلبی و احساساتی او به مشکل بیفتد و او را به مشکلاتی برساند.
هوش مصنوعی: موهای خود را از گره باز کن و مسیر را با خط نکشید، زیرا دل عاشق تو بدون هیچ نیرویی و بدون سرباز است.
هوش مصنوعی: اگر دل از پی نگاه او برود، چه تعجبی دارد که آن چشم، دل را به سوی خود بکشاند و از مسیر اصلیاش منحرف کند؟
هوش مصنوعی: کجا میتوان دل و ایمان را در کار انتخاب و اراده قرار داد، در حالی که این همه از تأثیر و گردش یک نگاه ناشی میشود؟
هوش مصنوعی: تنها آن دو چشم که بر خون ما شهادت دادند، کسی را ندیدهام که به خون قاتلی پیوند بخورد.
هوش مصنوعی: دل پناه میبرد به موهای او، چرا که او با دو دسته از موهایش، آرامش را به دل میبخشد، زیرا دید که این دلبستگی ممکن است از او جدا شود.
هوش مصنوعی: از طریق زیبایی و جذابیت تو، آدم به گناه افتاد و این اتفاق قابل توجیح است، چرا که ابلیس در این مسیر مسئولیت دارد.
هوش مصنوعی: صفی، پیر مغان، با ارادت و وفاداری خود به مقام و جایگاهی دست یافته است. آیا مناسب نیست که یک گدای میخانه که به عشق و محبت سرسپرده است، به مقام پادشاهی برسد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.