صفی شاد که بهر با تمیزان
قلم گیرد پی تحقیق میزان
وی آنچیزیست کهانسانرا توسل
بهآن باشد به تمییز و تعقل
شناسد زاو ارادت جدیده
دگر اقوال محمود سدیده
دگر افعال مستحسن بهاشهاد
کز آن بدهد تمیز آن ز اضداد
بخوانند اهل دل آنرا عدالت
که ظل وحدتست آن در اصالت
همان ظل کاو ز وحدت معتدل شد
بهسه علم ار که دانی مشتمل شد
یکی باشد شریعت پس طریقت
سیم علم است در سرّ حقیقت
احدیت گرت در جمع و فرق است
به سیر این سه علمت دل چو برق است
احدیت نیابد تا تحقق
عدالت در تو کی گیرد تعلق؟
بود بر اهل ظاهر شرع میزان
دگر بر اهل باطن عقل فطان
خود آن عقل است از اندیشه برتر
به نور قدس در معنی منور
دگر میزان خاصان علم راهست
به خاصالخاص میزان عدل شاهست
بهآن میزان دهند اندر حقیقت
تمیز وحدت از احکام کثرت
بودجه عدل کز افراط و تفریط
بود موضوع و از تبدیل و تخلیط
نگردد با تعین حق ممازج
بود در عین ربط از جمله خارج
تعین را به عین اختلافات
نباشد هیچ با قدسش منافات
دهد هم در طریقت شخص عادل
به آن میزان تمیز راه و منزل
هر آن منزل که در ره یا مقام است
چو آید پیش او داند کدام است
نگردد مشتبه بر وی مقامی
شناسد گر پرد مرغی ز بامی
در اخلاص ار بود عیبی کند درک
در اعمال ار بود نقصی کند ترک
در اخلاص ار بود تفریط و افراط
بود در فحص حدش سخت محتاط
بپوید ره به وجه استقامت
صراط عدل نبود بیعلامت
رود در جبر و تفویض او به مابین
که در فعل است امر بین مرین
به آن میزان غرض مرد طریقت
دهد تمییز هر صاف از کدورت
تمیز هر کمالی از نقایص
دگر تمییز هر قلبی ز خالص
دگر تمییز هر ترکی ز درویش
که این از رستگی بد یا ز تشویش
گذشتِ اوست لله یا بهدلخواه
به منزل رفت یا افتاد در راه
ز دنیا رسته در طی مسالک
و یا چون نیست او را گشته تارک
دگر تمییز عشق از میل و مقصود
دگر تمییز مقبولت ز مردود
دگر تمییز در نقص و کمالت
دگر تمییز حد اعتدالت
بدینسان در همه افعال و احوال
بود واجب تمیز آن به هر حال
دگر اندر ظواهر حکم شارع
بود میزان به احکام و شرایع
ز امر و نهی کاندر هر مقام است
به شرعت وآن حلالست این حرامست
کدامین پاک بر طاهر و مرید است
کدام اندر یقین رجس و پلید است
بود پس شرع میزان در شریعت
که چون فرموده شارع منع و رخصت
شود در شرع میزانت مقابل
یکی اندر تمیز حق و باطل
تمیز حق و باطل شرع و نقل است
تمیز حسن و قبح از حکم عقل است
ز باطن محکم است احکام ظاهر
چه این صورت ز معنی گشته صادر
تخلف گر کنی از حکم صورت
بسا گردد غلط ره در طریقت
صراط از ظهر اول گر کنی فرض
بود تا بطن آخر طول بیعرض
ندارد در مقامی اعوجاجی
تو گر معوج روی ناقص مزاجی
به جایی ترک صورت هم کمال است
کس ار آگه ز سرّ اعتدال است
ز بهر کامل ار بر ضد صورت
کند حکمی همان شرع است و ملت
چو ز احکام حقیقت اوست واقف
چنان کز حکم شرع اندر مواقف
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: متن به بررسی عدالت و اهمیت تمییز در شریعت و طریقت میپردازد. در اینجا عدالت به عنوان معیاری برای تشخیص حق از باطل، نیکوترین اعمال از بدعتها و رفتارهای خوب از بد تعریف میشود. علاوه بر این، بر لزوم تعادل و اعتدال در اعمال و اندیشهها تاکید میشود.
نویسنده بیان میکند که دانش و فهم عمیق از دین و واقعیتهای روحانی، انسان را به حقیقت نزدیکتر میکند و باید در مسیر این دانش به تمایز بخشیدن به افکار و اعمال خود پردازد. سه علم اصلی شریعت، طریقت و حقیقت معرفی میشود و توصیف میشود که چگونه این علوم در راستای فهم درستی از عدلت و خداوند کمک میکنند.
در نهایت، تأکید میشود که هر انسانی باید در تمام اعمال و حالات خود به عدالت و تمییز پایبند باشد و از احکام شرع پیروی کند تا از انحراف و اختلال در مسیر راست به دور بماند. در این راستا، عقل و درک عمیق میتواند راهگشا باشد.
هوش مصنوعی: صفی خوشحال و شاداب که برای افراد با درک و فهم بهتر، شروع به بررسی و سنجش دقیق و عمیق میکند.
هوش مصنوعی: او چیزی است که انسان به آن توجه میکند تا بتواند با تفکر و درک، تفاوتها را تشخیص دهد.
هوش مصنوعی: او از محبت و ارادت تازهای که دارد، به خوبی میتواند سخنان تازه و متفاوت محمود را بشناسد و درک کند.
هوش مصنوعی: اگر کارهای خوب را با شواهد ثابت کنیم، دیگر تفاوت بین آنها و کارهای بد مشخص میشود.
هوش مصنوعی: اهل دل باید به عدالت توجه کنند، زیرا عدالت نشاندهندهی سایهی وحدت در حقیقت و هستی است.
هوش مصنوعی: اینکه وجود کسی که از وحدت برآمده، به نوعی متوازن و معقول است و میتوان به سه علم مختلف از او دست یافت، اگر اطلاعات این علوم را بشناسی و درک کنی.
هوش مصنوعی: باید یک دین و مذهب واحد وجود داشته باشد؛ اما روشهای مختلفی برای نیل به حقیقت وجود دارد. علم و دانش در واقع چراغی است که به ما کمک میکند تا به عمق و رازهای حقیقت پی ببریم.
هوش مصنوعی: اگر به وحدت و تمایز توجه کنی، دلت مانند رعد و برق در سفر این سه علم خواهد بود.
هوش مصنوعی: برای اینکه عدالت در وجود تو به تحقق برسد، تو باید از وابستگیها و تعلقات دنیوی آزاد شوی و به وحدت درونی دست یابی.
هوش مصنوعی: برای اهل ظاهر، شریعت معیاری دارد، اما برای اهل باطن، عقل و فطرت سنجش دیگری است.
هوش مصنوعی: عقل به خودی خود فراتر از تفکر و اندیشه است و به واسطه نور الهی، در معنا و روشنایی برتری دارد.
هوش مصنوعی: میزان و معیار مخصوص اهل علم، راهی است برای رسیدن به حقیقت، اما معیار خاصتر و دقیقتر، همان عدل و انصاف پادشاه است.
هوش مصنوعی: در واقعیت، به همان اندازه که میتوان به شناخت وحدت دست یافت، باید قادر باشیم احکام و قوانین متنوعی که از تنوع و کثرت نشأت میگیرد را نیز تشخیص دهیم.
هوش مصنوعی: بودجهای که از زیادهروی و کمکاری به دور باشد، موضوعی برای عدالت است و از تغییر و اختلاط پرهیز میکند.
هوش مصنوعی: نمیتوان با جزئیات خاص به درک واقعی حق دست یافت؛ زیرا حق در عین ارتباط و وابستگی، از ویژگیهای دنیوی جداست.
هوش مصنوعی: اختلافات و تنوعها هیچ تناقضی با مقام مقدس و راستین تعین ندارند.
هوش مصنوعی: در مسیر درست، شخص منصف و عادل به خوبی میتواند راه و مقصد را تمیز و مشخص کند.
هوش مصنوعی: هر جایی که در مسیر زندگی یا در مرتبهای قرار داریم، وقتی به آنجا برسیم، متوجه خواهیم شد که آن مکان یا وضعیت چیست و چه ویژگیهایی دارد.
هوش مصنوعی: اگر مرغی از بام پرواز کند، او به خوبی مقام و جای خود را شناسایی میکند و در این امر دچار اشتباه نمیشود.
هوش مصنوعی: اگر در اخلاص و صداقت مشکلی وجود داشته باشد، در درک و فهم اعمال انسان هم نقصی خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر در نیّت درست در اخلاص زیادهروی یا کمکاری وجود داشته باشد، در جستجوی آن باید بسیار محتاط باشیم.
هوش مصنوعی: باید در مسیر درست و استوار قدم برداشت، زیرا راه عدالت بدون نشانه و علامتی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: در بررسی مسألهی قدرت و اختیار انسان در اعمالش، به نظر میرسد که میان جبر (تقدیر از پیش تعیین شده) و تفویض (اختیار دادن به انسان) یک نقطهی میانی وجود دارد. این نقطهی میانی به ما کمک میکند تا درک کنیم که چگونه اعمال ما تحت تأثیر این دو عامل قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: مردی که در مسیر عرفان و حقیقت قرار دارد، میتواند به اندازهای که خواسته و هدفش را مشخص کرده، تفاوت میان چیزهای روشن و خالص را از چیزهای تیره و آلوده تشخیص دهد.
هوش مصنوعی: دیدن ویژگیهای هر کمال از نقصهای دیگر، مانند تمایز قلبهای خالص از دیگر قلبهاست.
هوش مصنوعی: این بیت میگوید که دیگر هیچ چیزی از درویش نمیتوان تمییز داد، زیرا این موضوع به رهایی او از مشکلات یا نگرانیها مربوط میشود. به عبارت دیگر، وضعیت و ویژگیهای او به این مقوله بستگی دارد که آیا از دغدغهها و مشکلات خلاص شده است یا خیر.
هوش مصنوعی: او با اراده خودش به خانه رفت یا به طور ناخواسته و به دلیل حوادثی که پیش آمد، در میانه راه مانده است.
هوش مصنوعی: کسی که از دنیا جدا شده و در راههای معنوی سیر میکند، مانند کسی است که در این دنیا دیگر چیزی از او باقی نمانده و از آن کنارهگیری کرده است.
هوش مصنوعی: عشق از خواستهها و اهداف دیگر جداست، و همچنین شناسایی چیزی که مورد قبول است از آنچه رد شده نیز تفاوت دارد.
هوش مصنوعی: نقص و کمال تو از هم جداست و این مرز اعتدالت تو را مشخص میکند.
هوش مصنوعی: بنابراین در تمام رفتارها و وضعیتها، لازم است که در هر شرایطی تفاوتها را مشخص کنیم.
هوش مصنوعی: در عالم وجود، میزان و معیار برای قضاوت و ارزیابی، وابسته به قوانین و دستورهای شارع است. به عبارت دیگر، هر چیزی باید بر اساس احکام و قوانین شرعی سنجیده و قضاوت شود.
هوش مصنوعی: در هر وضع و شرایطی، دستورها و قوانین خاصی وجود دارد که بر اساس دین و شریعت مشخص میشود. برخی امور مجاز و حلال هستند، در حالی که برخی دیگر ممنوع و حرام به شمار میآیند.
هوش مصنوعی: کدام یک از افراد پاک است که بر کسی که پاک و مرید اوست، تاثیر میگذارد؟ و کدام یک در واقع ناپاک و پلید است حتی اگر به نظر برسد که پاک است؟
هوش مصنوعی: در دین، قوانین و اصول مشخصی وجود دارد که بر اساس آنها میتوان فهمید چه چیزی مجاز است و چه چیزی ممنوع. این قوانین به ما اجازه میدهند تا در موارد مختلف تصمیمگیری کنیم.
هوش مصنوعی: در اصول دین، معیاری وجود دارد که حق را از باطل جدا میکند و هر چیزی باید بر اساس آن سنجیده شود.
هوش مصنوعی: تشخیص درست و نادرست بر اساس قوانین شرعی و روایتها صورت میگیرد، در حالی که شناسایی خوبی و زشتی به حکم عقل وابسته است.
هوش مصنوعی: احکام ظاهری که در دنیا داریم، از درون محکم و استوار است، زیرا این ظاهر تنها نمایی از عمق و معنای عمیقتری است که در پس آن نهفته است.
هوش مصنوعی: اگر از دستورات و قوانین سرپیچی کنی، ممکن است که در مسیر راه به اشتباه بیفتی و نتوانی به مقصد برسی.
هوش مصنوعی: اگر در ظهر روز اول به صراط توجه کنی، این فرض است که تا انتهای آن، پهنایی ندارد و فقط طول میکشد.
هوش مصنوعی: اگر در جایگاهی نادرست و منحرف قرار داری، دلیلش این است که تو خودت با نقصهایی در وجودت روبرو هستی.
هوش مصنوعی: در جایی که میتوان به سادگی و بدون دلبستگی به ظاهری خاص زندگی کرد، این خود نشان دهنده کمال است، برای کسی که به راز تعادل پی برده باشد.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اگر کسی برای کامل کردن یک کار یا هدف، بخواهد بر اساس ظواهر عمل کند و حکمی صادر کند که مخالف با واقعیت باشد، این عمل و حکمش از نظر دین و قوانین اجتماعی نادرست است. به عبارت دیگر، حقیقی بودن و اعتبار یک حکم به مطابقت آن با واقعیت و عدالت است، نه صرفاً بر اساس ظواهر و شکلها.
هوش مصنوعی: کسی که از حقیقت او آگاه است، به گونهای میفهمد که احکام شرع در موقعیتها و شرایط مختلف چگونه عمل میکنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.