مهیمون از ملایک نوع خاصند
که از قید عبودیت خلاصند
چنان محو جلال ذوالجلالند
که فارغ از غم هجر و وصالند
ز حق دارند اندر حق شهودی
بر آنها نیست تکلیف سجودی
مر آنها را ز استغراق محکم
نه از عالم خبر باشد نه ز آدم
در آیات و احادیثنند آنها
بعالون و کربوبیون مسما
صفی خواهد ز حق امداد و توفیق
نماید در مهیمون تا که تحقیق
ز حق چون عقل اول ما صدر بود
وجودش ز آفرینش پیشتر بود
ز قبل از کل اشیاء خلق او شد
گرفتار کمندش حلق او شد
باو فرمود «اقبل» پیشتر شد
جمالش دید و از خود بیخبر شد
هنوز اندر هماندیدار غرق است
بکلی بیخبر از جمع و فرق است
دگر فرمود «ادبر» ورتر گشت
ازو حسن ازل مستورتر گشت
از آن فرمود دو راز قرب ذاتش
که باشد رو بنظم ممکناتش
ازو ایجاد پس ملک و ملک شد
کمال آدم و نفس فلک شد
نمیشد گر که بروی حکم «أدبر»
کجا میگشت بر عالم مدبر
چو شد دور از بساط قرب اقدم
بنظم عالم و تکمیل آدم
بعنوان دگر جست او تقرب
اطاعت کرد سجده آدم از حب
محبت طاعت آرد این یقین است
خود آنهم لامز عقل امین است
ز آدم سجده بهر امتحان بود
چه سر عشق در آدم نهان بود
گر آدم زاده این نکته دریاب
بیاموز از ملایک عقل و آداب
بیان آمد ز مطلب دور ماندیم
ز تحقیق نظر معذور ماندیم
غرض بگزید عقل ذو فنونرا
به او آراست اقلیم شئونرا
خطاب «أقبل» آمد سوی شه رفت
در «ادبر» جانب نظم سپه رفت
بود «اقبل» مقام اتصالش
هو «ادبر» این ظهورات کمالش
در «اقبل» محو آن حسن و لقا شد
در «ادبر» بانی نفس و قوا شد
ز «اقبل» جمله رویش سوی حق گشت
در «ادبر» رهنمای ما خلق گشت
در أقبل هیچش از اشیاء خبر نیست
در أدبر شیئی از وی بیاثر نیست
در أقبل حسن او را دید و دل باخت
در أدبر حکم او بشنید و جان باخت
بد أقبل اینکه خود را محو ما کن
هم أدبر اینکه رسم ما سوا کن
در أقبل بر جمالش واله گردید
در أدبر گردماهش هاله گردید
در أقبل حق رهش از هر طرف بست
در أدبر فوج امکان گشت و صفت بست
در أقبل عندلیب باغ گل شد
در أدبر عرض و فرش و جزءو کل شد
در اقبل عقل برتر از شئونست
مهیمونست و دور از چند و چونست
در اقبل محو انوار جمالند
بعین قرب و جمع اتصالند
بکلی بیخبر از خویش و غیرند
ز حکم بعد و قرب و شر و خیرند
دگر گویند بعضی ز اهل تحقیق
که نبود قولشان خالی ز تعمیق
که آن مهیمون برتر ز طولند
برون از سلسله عقل و عقولند
اگر باشد چنین آنهم عجب نیست
بود حرفی و نفیش از ادب نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف ملائکه پرداخته که نوعی خاص از موجودات هستند و از قید بندگی رها شدهاند. آنها به شدت در جلال و عظمت الهی محو هستند و از غمهای جدایی و وصال آزادند. این موجودات از شهود حق برخوردارند و هیچ تکلیفی بر آنها نیست. در حالت استغراق و غفلت از دنیا، تنها به جلال حق توجه دارند. همچنین، ملائکه منبع امداد و توفیق الهی هستند و در مراحل مختلف آفرینش نقشی مهم دارند.
شاعر به مقامات "اقبل" و "ادبر" اشاره میکند؛ "اقبل" نمایانگر مقام قرب و اتصال به حق است و "ادبر" دلالت بر برآمدن و اداره عالم دارد. در این میان، ملائکه به عنوان واسطههایی در ارتباط با انسانها و به عنوان الگوهای طاعت و محبت مطرح میشوند. این شعر در نهایت به فعل و انفعالات موجودات و پیوند آنها با حق اشاره میکند و بر ضرورت آموختن از ملائکه تأکید میکند.
هوش مصنوعی: مهمانان از دستهای از فرشتگان هستند که از بندگی رهایی یافتهاند.
هوش مصنوعی: آنها آنقدر مجذوب زیبایی و عظمت خداوند هستند که از غم دوری و نزدیکی بیخبرند.
هوش مصنوعی: از حق برخوردارند و در حقیقت شواهدی دارند که برایشان تکلیف و بار سجدهای وجود ندارد.
هوش مصنوعی: آنها در عمیقترین حالت خود هستند، به گونهای که نه از دنیای اطراف خود آگاهند و نه از وجود انسانها.
هوش مصنوعی: در متون دینی، افرادی وجود دارند که به مقام و عنوانهایی همچون "عال" و "کربوبی" شناخته میشوند.
هوش مصنوعی: خداوند کمک و موفقیت خواهد داد به میهمان تا حقیقت روشن شود.
هوش مصنوعی: وجود عقل اول، از حق سرچشمه میگیرد و به وجود آمده است، و این وجود، پیش از آفرینش دیگر موجودات وجود داشته است.
هوش مصنوعی: قبل از اینکه همه چیز خلق شود، او (یعنی خدا) به دام عشقش گرفتار کرد و حلقهای از محبت به گردن موجودات انداخت.
هوش مصنوعی: او گفت «به سوی من بیا» و وقتی او نزدیکتر شد، زیباییاش را دید و از خود بیخبر گردید.
هوش مصنوعی: او هنوز در ملاقات غرق شده و کاملاً بیخبر از دیگران و تفاوتها است.
هوش مصنوعی: سپس فرمود که «ادبر» یعنی پشت کن و دور شو. آنگاه زیبایی ازلی بیش از پیش پنهانتر گردید.
هوش مصنوعی: دو راز از نزدیکی به ذات الهی بیان شده که این نزدیکی در نظم و ترتیب ممکنات نمایان است.
هوش مصنوعی: از او (خداوند) جهان و سلطنت به وجود آمد و این سلطنت باعث کمال انسان و روح شد، و آسمان نیز شکل گرفت.
هوش مصنوعی: اگر حکم «برگرد» میشد که تو بروی، کجا بر عالم مدیری بود که تدبیر کند؟
هوش مصنوعی: وقتی از محیط نزدیک به خدا فاصله گرفت، بر اساس نظم جهان و تکامل انسان گام برداشت.
هوش مصنوعی: او به دنبال نزدیکی و تقرب به خداوند بود و به همین خاطر، سجده کردن آدم را از روی عشق و محبت میدانست.
هوش مصنوعی: عشق و محبت باعث میشود که شخص به وظایف و امور خود با علاقه و صداقت عمل کند و این امر حقیقتی است که عقل و فطرت درست را نیز تأیید میکند.
هوش مصنوعی: آدم برای آزمایش و امتحان مورد سجده قرار گرفت، زیرا عشق در درون او نهفته بود.
هوش مصنوعی: اگر انسان این نکته را درک کند، باید از فرشتگان رفتار و آداب مهم را یاد بگیرد.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده که از موضوع اصلی دور شدهایم و از بررسی و کاوش در مورد آن معذور هستیم. به عبارتی، نتوانستهایم به عمق موضوع بپردازیم و در نتیجه به انحراف رفتهایم.
هوش مصنوعی: عقل با تواناییهای فراوان خود هدفی را انتخاب کرد و سرزمین ویژگیها و امتیازات را به زیبایی آراست.
هوش مصنوعی: فرمان «بیایید» به سوی پادشاه صادر شد، در حالی که در «دور شدن» از نظم سپاه به حرکت درآمد.
هوش مصنوعی: وقتی که در مقام «اقبل» (نزدیکی) قرار دارد، این نشاندهندهی ارتباط عمیق و پیوند اوست، اما زمانی که به مقام «ادبر» (دوری) میرسد، این امر نشانهای از کمال و تجلیات اوست.
هوش مصنوعی: در حالت شوق و علاقه، تمام توجه و وجودش به زیبایی و دیدار محبوب معطوف شد، اما زمانی که از آن لحظه گذشته است، او گرفتار نفس و خواستههای خود میشود.
هوش مصنوعی: زمانی که به حق روی آورد، همه به سوی او گرایش پیدا کردند و زمانی که از حق روی برگرداند، راهنمای خلق و مردم شد.
هوش مصنوعی: در جلو هیچ چیزی از اشیاء وجود ندارد و در پشت نیز چیزی از او بیاثر نیست.
هوش مصنوعی: او را در حالتی که به سمت من میآمد، زیبا دیدم و دلم را باخت. اما زمانی که از من دور شد، به فرمان او گوش سپردم و جانم را فدای او کردم.
هوش مصنوعی: قبل از اینکه خود را در عشق ما غرق کنی، فراموش کن که هیچ راه دیگری جز ما وجود ندارد.
هوش مصنوعی: وقتی به زیباییاش نزدیک شدم، سرشار از شگفتی شدم، و وقتی از او دور شدم، چیزی شبیه به هالهای دورش را احاطه کرد.
هوش مصنوعی: در زمانی که خداوند به من نزدیک شد، راههای مختلف به سوی او بسته شدند و وقتی که از من فاصله گرفت، امکانات زیادی فراهم گردید و ویژگیها نمایان شدند.
هوش مصنوعی: در زمانی که بلبل به باغ گل نزدیک شد، همه جا پر از زیبایی و شکوه گشت و هر چیزی در جلوهای زیبا جلوهگر شد.
هوش مصنوعی: عقل در مراحل بالاتر از حواس و چیزهای دنیوی قرار دارد. این عقل در جایگاهی والاتر و فراتر از سوالات و مسائل پیچیده قرار دارد.
هوش مصنوعی: در آغاز، زیباییها و نورها وجود دارند که با نزدیک شدن و پیوستگی به هم، تجلی پیدا میکنند.
هوش مصنوعی: آنان کاملاً از خود و دیگران بیخبرند و درک درستی از خوب و بد، نزدیک و دور ندارند.
هوش مصنوعی: برخی از پژوهشگران معتقدند که سخنانشان بدون عمق و معنای واقعی نیست.
هوش مصنوعی: این شعر به معرفی شخصیتی میپردازد که از دیگران برتر و بالاتر است و تواناییهای او فراتر از درک عقل و دانش معمولی است. او مانند مهمانیست که در مقام و مقامداری از سایرین فراتر رفته و به مرتبهای متفاوت و والاتر دست یافته است.
هوش مصنوعی: اگر چنین چیزی وجود داشته باشد، جای تعجب نیست که حرفی از آن زده شود و انکارش هم ناپسند نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.