گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
مسعود سعد سلمان

ای سرو سپاه خسرو ای ماه حشم

یک جرعه اگر از می وصلت بچشم

از خط تو چون قلم همی سرنکشم

بر آتش تیمار تو چون عود خوشم

مولانا

تا کاسهٔ دوغ خویش باشد پیشم

والله که به انگبین کس نندیشم

ور بی‌برگی به مرگ مالد گوشم

آزادی را به بندگی نفروشم

شیخ بهایی

رفتم بر اسب تا به به جرمش بکشم

گفتا که نخست بشنو این عذر خوشم

نه گاو زمینم که جهان بردارم

یا چرخ چهارمم که خورشید کشم

فروغی بسطامی

بگذار که خویش را به زاری بکشم

مپسند که بار شرمساری بکشم

چون دوست به مرگ من به هر حال خوش است

من نیز به مرگ خود به هر حال خوشم

قاآنی

بگذار که خویش را به خواری بکشم

مپسند که بار شرمساری بکشم

چون دوست به مرگ من به هر حال خوشست

من نیز به مرگ خود به هر حال خوشم

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه