خرقه پوشانیم ما در قید عالم نیستیم
همچو شاهان جهان منت کشی هم نیستیم
انس با دشمن چو شد دوری از او دل می گزد
می شویم آشفته آن روزی که بی غم نیستیم
جام زرین گو نباشد کاسهٔ گل بهتر است
پادشاه عالم آبیم ما جم نیستیم
خاکساری های ما تسخیر عالم کرده است
چون سلیمان در تلاش دیو [و] خاتم نیستیم
می رود از دیده خون روزی که با دلدار خویش
چون دو چشم پاک بین سر بر سر هم نیستیم
دلو را در چاه کردن جستجوی یوسف است
ورنه ما لب تشنهٔ حیوان و زمزم نیستیم
جنس را با جنس الفت هاست از روز ازل
نیست آدم در جهان یا آن که آدم نیستیم
گریه را ظاهر نمی سازیم در گلزار عشق
ما حریف شوخ چشمی های شبنم نیستیم
دم زدن بیجاست از هستی سعیدا زان که ما
چون حبابی یک دمی هستیم و یک دم نیستیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق و تجربیات روحانی خود میپردازد. او بیان میکند که از قید و بندهای دنیایی رهاست و همچون شاهان دنیای خود را نمیخواهد. شاعر به فاصلهگذاری از دشمنان اشاره میکند و روزی که غم و ناراحتی وجود نداشته باشد را روز آشفتگی مینامد. او ترجیح میدهد به جای فخر کردن با چیزهای مادی، به ارزشهای معنوی اهمیت دهد.
شاعر همچنین به تضاد بین عشق و اشک پرداخته و از تلاش برای یافتن معشوق سخن میگوید. او به انسانیت و ارتباطهای پنهان اشاره کرده و در نهایت بر ناپایداری وجود انسان تأکید میکند، به گونهای که زندگی را به حبابی تشبیه میکند که در یک لحظه وجود دارد و در لحظهای دیگر ناپدید میشود.
هوش مصنوعی: ما خود را در قالب ظاهر نمیگنجیم و به دنیای مادی وابسته نیستیم، همانطور که پادشاهان به ستایش و احترام دیگران احتیاج ندارند.
هوش مصنوعی: وقتی از دوستی با دشمن فاصله میگیریم، دلمان دچار تردید و آزار میشود. در آن روز که بدون غصه هستیم، ذهنمان آشفته میشود.
هوش مصنوعی: اگر چه ظرفی طلایی ارزشمند است، اما کاسهای از گل به مراتب بهتر است. ما پادشاهان دنیا هستیم، نه مانند جم که محدود و محصورند.
هوش مصنوعی: فداکاریها و تلاشهای ما باعث شده است که قدرت و نفوذ زیادی در جهان ایجاد کنیم، مانند سلیمان که با تواناییهایش بر دیوان تسلط داشت، اما ما به دنبال نیرویی جادویی یا خاص نیستیم.
هوش مصنوعی: چشمم از دیدن عزیزم بیخبر میشود و دلی که به عشق او بستهام، در روزی که دوری ما از هم به یکدیگر آسیب میزند، مانند دو چشمی است که در کنار هم نیستند و نمیتوانند همدیگر را ببینند.
هوش مصنوعی: دل را در چاه انداختن به دنبال یوسف بودن است وگرنه ما از نوع انسان نیستیم که تشنهٔ آب و حقیقت باشیم.
هوش مصنوعی: همانند اجناس مشابه، انسانها از آغاز خلقت با یکدیگر در ارتباط و دوستی هستند. اما آیا ما واقعاً انسانهای واقعی هستیم یا اینکه صرفاً به نام آدم شناخته میشویم؟
هوش مصنوعی: ما در باغ عشق، اشکهایمان را مخفی میکنیم و نمیتوانیم با بازیگوشیهای شبنم رقابت کنیم.
هوش مصنوعی: حرف زدن درباره وجود و هستی بیهوده است، ای سعید، چرا که ما مانند حبابی هستیم که لحظاتی وجود داریم و بعد ناپدید میشویم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.