صبحدم تا شده بیرون ز افق، خاور مهر
رفت جان بر سر مهر و دل من در بر مهر
ظاهر و باطن معشوق به هم دارد جنگ
دل او صورت قهر و تن او پیکر مهر
شهر خالی است ز خوبان و دل ظالم سخت
باشد از غیب رسد بر سر ما لشکر مهر
صبحدم ته به ته غنچهٔ گل را دیدم
همه خون بسته ز بی مهری او بر سر مهر
جز تجلی نبود جسم مرا رنگ وجود
نیست جز ذره هواخواه به بال و پر مهر
آذرش را ز ازل قوت گیرایی نیست
که نشد پخته یکی خام از این اخگر مهر
ز آتش حسن تو خورشید اگر سوخت چه باک
می توان ساخت دوصد مهر ز خاکستر مهر
چون صبا زلف شب از چهرهٔ مقصود گشود
بود طغرا خط مشکین تو بر دفتر مهر
فلک از حلقه به گوشان در جانان است
می کند سجده به پیش بت ما داور مهر
کی رسد بادهٔ دیدار سعیدا تا هست
اندرین میکده مینا فلک و ساغر مهر؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیباییها و اثرات عشق میپردازد. او با بیداری صبح و طلوع خورشید، از جان و دلش در راستای عشق سخن میگوید و تضادهای زیبایی و عدم توجه را در معشوق نشان میدهد. احساس عشق و زیبایی در دل او در تقابل با بیمهریهای موجود در جامعه است. او به قدرت و تأثیر عشق اشاره میکند و از ویرانی و بیپناهی در مقابل آن میگوید. در نهایت، شاعر خواهان دیدار معشوق و درک عمیق عشق است، با تصاویری زیبا از زلف و صورت معشوقش در ذهن.
هوش مصنوعی: در سپیدهدم، هنگامی که خورشید از افق بیرون آمد، طلوع خورشید جان مرا پر کرده و دل من به عشق و محبت مشغول است.
هوش مصنوعی: ظاهر و باطن معشوق در تقابل با یکدیگر هستند؛ دل او به شکل قهر و خشم است، در حالی که جسم او جلوهای از محبت و عشق را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: شهر از خوبان خالی شده و دل ظلمانی رنج میکشد. ناگهان سپاه عشق به سراغ ما میآید.
هوش مصنوعی: صبح زود در کنار گلها، غنچهها را دیدم که همه به خاطر بیتوجهی و سهلانگاری محبوب، خونآلود و پژمرده شده بودند.
هوش مصنوعی: تنها نمایشی از حقیقت وجود من است و رنگ وجود من چیزی جز ذرهای از عشق و محبت نیست که به پر و بال آن وابستهام.
هوش مصنوعی: آتش افروختن از زمان ازل برای آذر هیچ قدرتی نداشته است، چون هیچیک از این شعلهها نتوانستهاند چیزی نپخته را به پختگی برسانند.
هوش مصنوعی: اگر خورشید هم از زیبایی تو بسوزد، چه اهمیتی دارد؟ میتوان از خاکستر آن عشق، محبتهای زیادی ساخت و دوباره زنده کرد.
هوش مصنوعی: وقتی که نسیم صبح زلفهای شب را از چهرهٔ محبوب کنار زد، خط زیبای مشکی تو بر صفحهٔ عشق نقش بست.
هوش مصنوعی: آسمان برای عاشقان و دلباختگان معشوق، به خاطر محبت و عشق به او خضوع و فروتنی میکند و به پیشگاه زیبای او سجده میکند.
هوش مصنوعی: کیست که بتواند به دیدار خوشا به خوشی و خوشبختی برسد، در حالی که در این میکدهٔ عشق، زمان و ماه و ساغر عشق در انتظارند؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.