پای بر نرگس نهادی چشم بلبل تازه شد
شاخ سنبل را شکستی خاطر گل تازه شد
آن قدر در راه فقر و نیستی کردیم صبر
تا قناعت سبز گردید و توکل تازه شد
شب سخن از پیچش آن زلف آمد در میان
خاطر مجروح ما را داغ کاکل تازه شد
با هلال عید اشارت کرد سوی جام می
عاشقان را زخم شمشیر تغافل تازه شد
دی جهان آرا و شهرآرا به یاد آمد مرا
دل سعیدا از خیال شهر کابل تازه شد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و احساساتی عمیق به توصیف عشق و زیبایی میپردازد. او از نرگس و بلبل صحبت میکند و به شکستن سنبل و تأثیر آن بر گل اشاره میکند. همچنین از صبر طولانی در برابر فقر و دشواریها میگوید که به قناعت و توکل جدیدی منجر شده است. زلف محبوب و داغ دلزخمی عشق را یادآور میشود و به اشارهای به عید و شادی میپردازد که نشانهای از امید و زندگی است. در انتها، به یاد شهری به نام کابل و خاطرات خوش آن اشاره میکند و دلش را پر از یاد آن میسازد.
هوش مصنوعی: وقتی پای خود را بر روی نرگس گذاشتی، چشمان بلبل تازه و شاداب شد و با شکستن شاخ سنبل، دل گل هم تازه و شاداب گردید.
هوش مصنوعی: ما به اندازهای در برابر فقر و مشکلات صبر و استقامت نشان دادیم که در نتیجه، قناعت برایمان خوش رنگ و شاداب شد و اعتماد به خدا در دلهایمان دوباره جوانه زد.
هوش مصنوعی: در شب، صحبت از پیچش آن گیسو شد و این موضوع باعث شد که خاطرهی تلخ ما دوباره زنده شود.
هوش مصنوعی: با فرا رسیدن عید، اشارهای به جام می دارد و زخمهای دل عاشقان از بیتوجهی و غفلت دوباره نمایان میشود.
هوش مصنوعی: یاد دیاران و شهرها باعث خوشحالی دل من شد و ذهنم به یاد شهر کابل روشن شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.