بندی چرا میان عداوت به کین چرخ؟
از دست ما درازتر است آستین چرخ
نبود عجب که تیز شود تیغ آفتاب
هر روز می کشد دم خود بر جبین چرخ
جز نام بی وفایی دوران بی مدار
نقشی نکنده اند دگر بر نگین چرخ
یخ بسته عالم از خنکی های روزگار
یک موی کم نمی شود از پوستین چرخ
آخر چو آفتاب فرومی روی به خاک
گر می شوی به جهد سعیدا قرین چرخ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی تضادها و مشکلات زندگی بشر در تعامل با زمان و سرنوشت میپردازد. شاعر به عداوت و کینهطلبی میان انسانها اشاره میکند که بسیار عمیقتر از قدرت چرخش زمان است. او میگوید که آفتاب (نماد زندگی و جوانی) هر روز بر مشکلات و چالشها میافزاید و اوضاع هیچ تغییری نمیکند. همچنین شاعر بیان میکند که از روزگار وفاداری چندانی باقی نمانده و تنها نام آن در تاریخ باقی مانده است. زندگی مملو از سردی و یخبستگی است که به روشنی از گذر زمان حکایت دارد. در نهایت، شاعر اشاره میکند که حتی با کوششهای انسان، سرنوشت همیشه بر اساس آهنگ چرخش زمان پیش میرود.
هوش مصنوعی: چرا چرخ زندگی در بین دشمنی و کینه و حسد، اینقدر به ما آسیب میزند؟ در حالی که قدرتش از دست ما بیشتر است.
هوش مصنوعی: هر روز، خورشید همچون تیغی تیز به آسمان میتابد و با تابش خود، نشانههای روز را بر پیشانی آسمان میآفریند.
هوش مصنوعی: فقط نام بیوفایی زمان باقی مانده و دیگر هیچ نشانی بر حلقهی آسمان حک نکردهاند.
هوش مصنوعی: دنیا با سرما و مشکلاتش تحت تاثیر قرار نگرفته و همچنان به حرکت خود ادامه میدهد، و هیچ تغییری در سرنوشت و روزگار ایجاد نمیشود.
هوش مصنوعی: در نهایت، زمانی که خورشید غروب میکند و به زمین نزدیک میشود، اگر تو تلاش کنی و سعی کنی، ممکن است با خوشبختی و سرنوشت خوب همراه شوی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.