شایستهٔ درگاه تو هر بی سر و پا نیست
درگاه تو جایی است که گنجایش جا نیست
آتش که درون کار کند شعله ندارد
آن را که دلش سوخته انگشت نما نیست
تا یک نظر از رهگذر دیده درآید
یک رهگذری نیست که صد دیده ورانیست
دست کرمت بسته ره و رسم طلب را
در شهر و دیاری که تویی نام گدا نیست
هر سو که دلم رفت رهی بود به کویت
این طرفه که تا کوی تو یک راهنما نیست
بی درد به آخر نرسد مرحلهٔ شمع
ماند به ره آن دل که در او آه رسا نیست
از باطن کس حرف زدن شرک خفی دان
کز سر دل آگاه کسی غیر خدا نیست
بر عاشق بیچاره ستم این همه یارب
در مذهب معشوق مگر روز جزا نیست؟
از ماست سعیدا که خطاها شده پیدا
ورنه ز قلم آنچه به ما رفت خطا نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر اشاره به عظمت و شکوه معشوق دارد و بیان میکند که هیچ کس شایسته حضور در درگاه او نیست. شاعر به احساسات عاشقانه و درد دل خود میپردازد و بیان میکند که عشق و درد جدایی، مسیر رسیدن به معشوق را سخت و دشوار کرده است. او همچنین به این نکته اشاره دارد که هرگز نمیتوان به درک کامل معشوق رسید و شناخت حقیقی تنها در دست خداوند است. در نهایت، شاعر از مشکلات و دردهای عاشقانه خود میگوید و به این نکته اشاره میکند که تنها خداست که از راز دلها آگاه است.
هوش مصنوعی: هیچکس، حتی آنها که به نظر میرسند بیاهمیتاند، شایسته ورود به محضرت نیستند؛ چون مکان تو فضایی است که هیچکس نمیتواند در آن جای بگیرد.
هوش مصنوعی: آتش وقتی درون کسی در حال سوختن باشد، بیرون شعلهای ندارد. شخصی که دلی سوخته دارد، نیازی به جلب توجه و نمایش ندارد.
هوش مصنوعی: هر وقت که کسی از دور نگاهی به تو بیندازد، بدان که هیچ مسافری نیست که به تعداد زیاد دلباخته تو نشود.
هوش مصنوعی: با دست بخشش تو، راه و روش طلب بسته شده است، در شهری و دیاری که تو هستی، نامی از گدا وجود ندارد.
هوش مصنوعی: هر جا که دل من میرود، به سوی کوی تو راهی وجود دارد، اما جالب اینجاست که برای رسیدن به کوی تو هیچ راهنمایی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: هر کسی که در زندگی درد و رنج نکشیده، به مقصد نخواهد رسید. مانند شمعی که در میانهٔ راه خاموش میشود، دلهایی که در آنها حس و درد واقعی وجود ندارد، نمیتوانند به کمال برسند.
هوش مصنوعی: اگر از درون کسی صحبت کنی، این عمل را همواره نشانهای از شرک محسوس بدان، زیرا هیچکس به جز خدا از دل و اسرار افراد آگاه نیست.
هوش مصنوعی: ای وای بر عاشق بیچاره، که این همه ظلم بر او میرود. آیا در دین معشوق هیچ روز جزایی وجود ندارد؟
هوش مصنوعی: اگر ما اشتباهی داریم، واضح است که آن خطا از جانب ماست. اما در حقیقت، آنچه از قلم ما نوشته شده، اشتباه به حساب نمیآید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن را که ز عشق تو بلا نیست بلا نیست
آن را که ز هجر تو فنا نیست فنا نیست
سه بوسه همی خواهم منعم مکن ای دوست
تو صوفیی و منع به نزد تو روا نیست
از مرگ حذر کردن دو وقت روا نیست
روزی که قضا باشد و روزی که قضا نیست
در گلشن ایام نسیمی ز وفا نیست
در دیده افلاک نشانی ز حیا نیست
بر خوانچه این سبز فلک خود همه قرصی است
و آن هم ز پی گرسنه چشمان چو ما نیست
آسایش و سیمرغ دو نام است که معنیش
[...]
در گلشن ایام نسیمی ز وفا نیست
در دیده افلاک نشانی ز حیا نیست
بر خوانچه مینای فلک خود همه قرص است
و آن هم زپی گرسنه چشمان چوما نیست
پنهای فلک حبر ندارد که به تحقیق
[...]
موجود حقیقی بجز از ذات خدا نیست
مائیم صفات و صفت از ذات جدانیست
هر جا که تو انگشت نهی آیت حق است
زان نیست معین که کجا هست و کجا نیست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.