در محیط دین ز بس کشتی تبه گردیده است
کعبه را زان جامه در ماتم سیه گردیده است
بسکه در عین گنه از دیده اشکم رفته است
چشم من سرچشمهٔ بحر گنه گردیده است
یک سر مو نیست خالی زلف از جان و دلی
چون نگردد سیر آن چشم سیه گردیده است
در طریق عشق ای بی درد هرگز پا منه
در پی ما سر ز سختی های ره گردیده است
از طلوع اختر طالع سعیدا سال هاست
یار ما در صبح مهر و شام مه گردیده است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از احساسات عمیق خود نسبت به عشق و دین سخن میگوید. او به ماتم و تیرهگیهای ناشی از گناهان اشاره میکند و درد درونی خود را به تصویر میکشد. در عین حال، بر خطرات و سختیهای راه عشق هشدار میدهد و به مخاطب توصیه میکند که قدمی در این مسیر نگذارد. در پایان، به خوشی و نیکبختی که سالهاست در پی یار خود جستجو کرده، اشاره دارد و ارتباط میان روز و شب را با عشق خود بیان میکند.
هوش مصنوعی: به خاطر مشکلات و بحرانهایی که در دین و اعتقادات به وجود آمده، حال و هوای کعبه و مقدسات دینی به شدت دچار پریشانی و غم شده است.
هوش مصنوعی: به خاطر گناهانی که مرتکب شدهام، اشکهایم بیوقفه ریخته است. حالا چشمانم به جایی رسیده که مثل دریایی از گناه شدهاند.
هوش مصنوعی: زلفی که به سر مو میرسد، نه تنها خالی از جان است بلکه پر از عشق و احساس نیز هست. وقتی چشمان سیاه به آن زلف خیره شوند، دیگر امکان ندارد که دل و جان از آن سیر شوند.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، ای کسی که درد و رنجی نداری، هرگز قدم نگذار. ما در پی تو هستیم و راه پر از دشواریها و سختیهاست.
هوش مصنوعی: سالهاست که در صبح باطل و شام روشن، همراه ما دوستی خوشبخت و خوشاقبال ظاهر شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.