گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
صائب تبریزی

داغ می گلگل به طرف دامنم افتاده است

همچو مینا میکشی بر گردنم افتاده است

چون پلاس شکوه بر گردن نیندازم ز بخت؟

گل به چشم از نکهت پیراهنم افتاده است

تا گذشتی گرم چون خورشید از ویرانه ام

[...]

سلیم تهرانی

باز برقی را نظر بر خرمنم افتاده است

اشک خونین را رهی بر دامنم افتاده است

یک سر مویم ز آسیب جنون آسوده نیست

چاک بر هر رشته ی پیراهنم افتاده است

آخر از کوتاهی خود، بخیه ی زخمی نشد

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه