گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
امیرخسرو دهلوی

هر مژه از غمزه خون ریز تو ناوک زنی ست

کاندرون هر جگر زان زخم ناوک روزنی ست

چشمت آفت، غمزه فتنه، خط قیامت، رخ بلاست

آشنایی با چینن خصمان نه حد چون منی ست

جان که زارم می کشد از یاد چون تو دوستی

[...]

ناصر بخارایی

صبحدم بر آستانش بیدلی خوش می‌گریست

کس نگفتش کز کجائی، خون دل از بهر چیست

دهر چون گل می‌نشاند هر دمم در خاک و خون

خاک خواری بر سر من، این چه عمرست، این چه زیست

در شب هجران به شمعی صحبتم افتاده بود

[...]

شیخ بهایی

حزنی این عشق است نی افسانه چندین شکوه چیست؟

لب به دندان گیر و دندان بر جگر نه باک نیست

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از شیخ بهایی
کلیم

زاری بلبل ز شوق گل بود پوشیده نیست

سبزه را مژگان تر یارب ز شوق نام کیست

صائب تبریزی

تیره بختیهای ما از پستی اقبال نیست

از بلندی شمع ما پرتو به دور انداخته است

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه