گنجور

 
صائب تبریزی
 

نشد قسمت که چندان چشم شوخ او به ما سازد

که مرغ زیرکی منقار با آب آشنا سازد

نگاه آن که بر آیینه روی تو می غلطد

دمش آیینه آب گهر را بی صفا سازد

رخ مقصود از آیینه وقتی جلوه گر گردد

که مالش استخوان پیکرت را رونما سازد