گنجور

 
صائب

خوش آن آزاده کز منت به خاطر بار نگذارد

اگر از پا درآید پشت بر دیوار نگذارد

ز هم بالینی دل خواب در چشمم نمی گردد

الهی هیچ کس سر بر سر بیمار نگذارد

ز جوش مغز، مو بر فرقم آتش زیر پا دارد

همان بهتر که ناصح بر سرم دستار نگذارد

 
 
حزین لاهیجی

خمارین نرگسش، می در رگ خمّار نگذارد

نگاه مست او در انجمن هشیار نگذارد

اگر این است، در هر گوشه دست اندازی زلفش

به زاهد سبحه و با برهمن زنّار نگذارد

ز بس حیرت فزا افتاده نخل جلوه زیب او

[...]

واقف لاهوری

به من تاب و توان این دیدهٔ خونبار نگذارد

که طاقت در بدن چون رفتن بسیار نگذارد

اگر از گریه فارغ می‌شوم در ناله می‌آیم

دلی دارم که یک ساعت مرا بیکار نگذارد

به این طالع اگر خود را به کویش افکنم روزی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه