گنجور

 
صائب تبریزی

ناله ام ناخن به داغ عندلیبان می زند

گریه گرم من آتش در گلستان می زند

شمع پا در دامن فانوس پیچید و هنوز

شوق بر خاکستر پروانه دامان می زند

نیست در جیب دو عالم خونبهای یک سئوال

همتم این نغمه بر گوش کریمان می زند

عاشقان را جلوه گل درنمی آرد ز جای

لاله گاهی ناخنی بر داغ ایشان می زند

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
اثیر اخسیکتی

هر که اقبالش، در ملک سلیمان می‌زند

مهر مهرت بر نگین خاتم جان می‌زند

آسمان بر هر که گام از خط او بیرون نهاد

از پی خوش کردن کام تو، دندان می‌زند

عزم تو، هرجا که بگشاید دری بر روی ملک

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه