گنجور

غزل شمارهٔ ۹۲۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

روی گرم مهر اگر ذرات عالم را نواخت

داغ سودای تو هم دلهای پر غم را نواخت

حسن را باغ و بهاری همچو چشم پاک نیست

ماند دایم تازه رو هر گل که شبنم را نواخت

می تواند داد سامان کار ما آشفتگان

آن که از دست نوازش زلف پر خم را نواخت

شوربختی گشت شیرین در نظر عشاق را

کعبه با آن منزلت روزی که زمزم را نواخت

رزق صاحب خیر آماده است از آثار خیر

جام را هر کس که بر لب بوسه زد، جم را نواخت

خاکیان پاک طینت دانه یک سبحه اند

هر که یک دل را نوازش کرد، عالم را نواخت

سهل باشد عشق اگر از خاک بردارد مرا

مهر از کوچک دلی بسیار شبنم را نواخت

بی کسی دلی های غمگین را کند غمخوار هم

غم دل ما را نوازش کرد و دل غم را نواخت

می جهد آتش هنوز از چهره اولاد او

عشق ازان سیلی که در فردوس آدم را نواخت

انتقام خویش ازو حق نمک خواهد کشید

صائب آن داغ سیه رویی که مرهم را نواخت



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

بهرام نوشته:

بیت هشتم، مصرع اول: «دلهای» به جای «دلی های»

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.