لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
صائب تبریزی

پوشیده گر به زلف کنی روی خویش را

آخر چسان نهفته کنی بوی خویش را؟

بی اختیار بوسه بر آیینه می زنی

گر بنگری به دیده من روی خویش را

ریزد ز عطسه مغز غزالان چین به خاک

گردآوری اگر نکنی بوی خویش را

شیرازه هزار دل پاره پاره است

از شانه تار و مار مکن موی خویش را

جوهر بس است سبزه شمشیر آبدار

زحمت مده به وسمه دو ابروی خویش را

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
غزل شمارهٔ ۷۰۹ به خوانش عندلیب
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم