گنجور

غزل شمارهٔ ۶۹۲۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تا کی به هر مشاهده از جا رود کسی؟

غافل شود ز حق به تماشا رود کسی

دامان خشک، موج ز دریا نمی برد

پاک از گنه چگونه ز دنیا رود کسی؟

دور حباب نیم نفس نیست بیشتر

از حرف پوچ بهر چه از جا رود کسی؟

چاکی که دست عشق زند بخیه گیر نیست

تا کی به چشم سوزن عیسی رود کسی؟

در پرده دل است تماشای هر دو کون

بیرون ز خود چرا به تماشا رود کسی؟

شبنم به آفتاب ز همت رسیده است

بی بال و پر چگونه به بالا رود کسی؟

هر جا شدیم مرکز چندین بلا شدیم

در قعر دل مگر چو سویدا رود کسی

دست از رکاب جذبه توفیق برمدار

آن راه نیست عشق که تنها رود کسی

در چشم این سیاه دلان نور شرم نیست

صائب مگر به دیده عنقا رود کسی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.