گنجور

 
صائب تبریزی
 

بندگی کردن پسندیده است با آزادگی

سرو را خط امان شد از خزان استادگی

صد بهار تازه رو را سرو شد شمع مزار

می کشد از چشمه سار خضر آب آزادگی

می شود هر کس به مقدار تواضع سربلند

قطره ناچیز گردد گوهر از افتادگی

ساده لوحان بهره ور گردند از نقش مراد

می شود آیینه گلزار، آب از سادگی

هر چه در میزان بینش از گرانقدران بود

از سبک سنگان بود در پله افتادگی

رد نمی گردد دعای پاک دامانان که اشک

قرة العین اجابت شد ز مردم زادگی

بس که ننشستم ز پا از بی قراری های شوق

بر مجنون را برون آوردم از بی جادگی

من که صد میخانه می کردم به مخموران سبیل

می مکم اکنون لب پیمانه از بی بادگی

صحبت روشن ضمیران زنگ از دل می برد

آب در گوهر نگردد سبز از استادگی

ساده کن صائب دل خود را ز هر نقشی که صبح

می کشد خورشید تابان را به بر از سادگی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.