گنجور

غزل شمارهٔ ۶۶۷۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

پیش اغیار از بهار تازه رو گلشن تری

از دل خود در شکست کار من آهن تری

با رقیبان می دهی از کف عنان اختیار

با اسیران از دو چشم شوخ خود توسن تری

خار شرم آلود ما را دست دامنگیر نیست

ورنه صد پیراهن از گلزار، تر دامن تری

چون نشد آغوش موری از تو هرگز کامیاب

زین چه حاصل کز گل بی خار خوش خرمن تری؟

تا به هشیاری چه باشد نور رخسارت، که تو

در سیه مستی ز شمع آسمان روشن تری

داری از شرم گنه سر در گریبان چون قدح

ورنه از مینای می بسیار خوش گردن تری

بر چراغ ما که می میرد برای سوختن

هر قدر خشکی فزون از حد بری روغن تری

خار عریانی چو باید دامن از دنیا فشاند

چون به زر دستت رسد از غنچه پردامن تری

از بهار و باغ این بستانسرا ای عندلیب

گر بسازی با دل صدپاره خوش گلشن تری

خانه دل تیره از چشم پریشان سیر توست

گر ببندی روزن این خانه را روشن تری

این جواب آن غزل صائب که گوید مولوی

در دو چشم من نشین ای آن که از من من تری



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.