گنجور

غزل شمارهٔ ۶۳۶۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خاکم به چشم در نگه واپسین مزن

زنهار بر چراغ سحر آتشین مزن

افتاده را دوباره فکندن کمال نیست

آن را که خاک راه تو شد بر زمین مزن

کافی است بهر سوختنم یک نگاه گرم

آتش به جانم از سخن آتشین مزن

بگذار چشم فتنه خوابیده را به خواب

ناخن به داغ سینه اندوهگین مزن

انصاف نیست آیه رحمت شود عذاب

چینی که حق زلف بود بر جبین مزن

چون شیشه توتیا شود از سنگ فارغ است

بر سنگ خاره شیشه ما بیش ازین مزن

خواهی که گیرد از تو سپهر برین حساب

زنهار ناشمرده قدم بر زمین مزن

صائب به گوشه دل خود تا توان خزید

زنهار حلقه بر در خلق برین مزن



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان