گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
صائب تبریزی
 

گرفتم این که نظر باز می توان کردن

به بال چشم چه پرواز می توان کردن؟

کلاه گوشه همت اگر بلند افتد

به مطلب دو جهان ناز می توان کردن

کباب آتش رخسار اگر نسازی، دل

سپند شعله آواز می توان کردن

اگر چه سینه من چاک چاک چون قفس است

خزینه گهر راز می توان کردن

ز موج باده اگر ناخنی به دست افتد

چه عقده ها که ز دل باز می توان کردن

هنوز از کف خاکستر فسرده من

هزار آینه پرداز می توان کردن

به بال و پر نشود راه عشق اگر کوتاه

ز دل تهیه پرواز می توان کردن

ز سوز عشق زبان را اگر نصیبی هست

چو شمع در دهن گاز می توان کردن

تمام درد و سراپای زخم ناسوریم

به روی ما در دل باز می توان کردن

شکار ما به توجه اگر نخواهی کرد

به ناوک غلط انداز می توان کردن

نمانده از شب آن زلف اگر چه پاسی پیش

هنوز درد دل آغاز می توان کردن

ز اهل عشق پسندیده نیست بی رحمی

وگرنه خون به دل ناز می توان کردن

علاج سینه مجروح خویش را صائب

ز سیر سینه شهباز می توان کردن

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.