گنجور

غزل شمارهٔ ۶۰۸۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای دل روشن حجاب از طارم اخضر مکن

آفتاب خویش را مغلوب نیلوفر مکن

زیر گردون باش چندانی که جسمت جان شود

گندمت چون آرد شد در آسیا لنگر مکن

حق نمایی کار هر آیینه بی زنگ نیست

تا بود دل، روی در آیینه دیگر مکن

دام تزویرست خاموشی سگ گیرنده را

نفس اگر عاجز نماید خویش را باور مکن

مرگ چون مو از خمیرت می کشد آسان برون

ریشه محکم در دل فولاد چون جوهر مکن

لنگر بحر حوادث دل به دریا کردن است

سیر این دریای پر آشوب، بی لنگر مکن

سفله را با خود طرف کردن طریق عقل نیست

زینهار از ناکسان صائب شکایت سر مکن



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط