گنجور

غزل شمارهٔ ۶۰۴۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

شوق ما بال و پر جسم گران خواهد شدن

دار بر منصور ما تخت روان خواهد شدن

عشق دارد سختیی اما گوارا می شود

بیستون بر کوهکن رطل گران خواهد شدن

هست اگر هر گریه ای را خنده ای در چاشنی

ریشه غم در دل ما زعفران خواهد شدن

از هواداران مشو غافل که وقت برگریز

طوق قمری سرو را خط امان خواهد شدن

چون زلیخا هر که در عشق جوانان پیر شد

از ورق گردانی دوران جوان خواهد شدن

گر به این عنوان شود اوضاع دنیا ناگوار

خضر بیزار از حیات جاودان خواهد شدن

رشته سر در گم ما را نخواهد یافتن

سوزن عیسی اگر بر آسمان خواهد شدن

زین شکست و بست کز گردون مرا در طالع است

استخوانم مغز و مغزم استخوان خواهد شدن

صائب آن آیینه رو خواهد به فکر ما فتاد

طوطی خاموش ما شکرفشان خواهد شدن



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.