گنجور

غزل شمارهٔ ۵۹۴۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

با آن که من ندارم کاری به کار مردم

دایم کشم کدورت از رهگذار مردم

دنبال خلق گردد خود را کسی که گم کرد

خود را بیاب و بگذر از انتظار مردم

امیدواری خلق عنوان نا امیدی است

زنهار تا نباشی امیدوار مردم

از منت آب حیوان تیغ برهنه گردد

لب تر مساز زنهار از جویبار مردم

بنیاد اعتبارات پا در رکاب باشد

مگذار دل ز خامی بر فخر وعار مردم

در زیر تیغ دایم خون می خورد ز خجلت

هر کس به برگ سبزی شد شرمسار مردم

در چشم عیبجویان ظلمت همیشه فرش است

ز آیینه پشت بیند آیینه دار مردم

از سیر لاله و گل خاطر نمی گشاید

از مردم است صائب باغ و بهار مردم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.