گنجور

غزل شمارهٔ ۵۸۵۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ما رنگ گل ز بوی گل ادراک کرده ایم

سیر بهار در خس و خاشاک کرده ایم

چون اهل زهد شاخچه بندی نمی کنیم

ترک عصا و شانه و مسواک کرده ایم

چون ابر هر کجا قدم ما رسیده است

گنج گهر ز آبله در خاک کرده ایم

در سینه کرده ایم نهان راز عشق را

زنجیر برق از خس و خاشاک کرده ایم

ما را نظر به روزن قصر بهشت نیست

تا سر برون ز حلقه فتراک کرده ایم

چون آفتاب اگر چه نداریم لشکری

تسخیر عالم از نظر پاک کرده ایم

سعی از برای رزق مقدر نمی کنیم

ما این عرق ز جبهه خود پاک کرده ایم

نومید نیستیم ز احسان نوبهار

هر چند تخم سوخته در خاک کرده ایم

صائب چرا قبول نگردد دعای ما؟

ما قبله خود از جگر چاک کرده ایم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.