گنجور

غزل شمارهٔ ۵۷۷۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز بوستان تو عشق بلند می گویم

چو شبنم از گل روی تو دست می شویم

نمی توان دل مردم ربود و پس خم زد

سواد زلف ترا مو بموی می جویم

ز بس که تشنه بوی وفای نایابم

به دستم ار گل کاغذ دهند می بویم

حریف رشک نسیم دراز دست نیم

حنای بیعت گل را ز دست می شویم

وفا و مردمی از روزگار دارم چشم

ببین ز ساده دلیها چه از که می جویم

میان اینهمه نازک طبیعتان صائب

منم که شعر ظفرخان پسند می گویم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر