گنجور

غزل شمارهٔ ۵۴۷۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

عشق کو همچو گل با خون خود بازی کنیم

جمله تن ناخن شویم و سینه پردازی کنیم

نیست جای طعن اگر از خلق روگردان شدیم

تا به کی در زنگبار آیینه پردازی کنیم

تخته تعلیم ما کردند لوح خاک را

حیف باشد عمر خود را صرف در بازی کنیم

شیوه ما نیست با ناسازگاران ساختن

خاک در چشم فلک هنگام ناسازی کنیم

صد نوای شکرین داریم چون نی در گره

نغمه پردازی نمی یابیم دمسازی کنیم

دوزخ ارباب غیرت جبهه نگشاده است

ما به روی گرم چون پروانه جانبازی کنیم

دوری راه طلب از فکر زاد و راحله است

کعبه نزدیک است اگر ما توشه پردازی کنیم

منزل مقصود ما در پیش پا افتاده است

چون شرر تا چند صائب هرزه پروازی کنیم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.