گنجور

غزل شمارهٔ ۵۴۴۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چون سبو تا ما ز دست خویش بالین کرده ایم

خانه خود از شراب لعل رنگین کرده ایم

در خطر گاهی که دامن بر کمر بسته است کوه

بستر و بالین خود ما خواب سنگین کرده ایم

تکیه بر سنگین دلی پیش فغان ما مکن

ما به فریادی سبک صد کوه تمکین کرده ایم

از مروت نیست کردن حق ما را پایمال

ما به خون دست ترا اول نگارین کرده ایم

محضر آماده ای خواهد به خون ما شدن

این پرو بالی که چون طاوس رنگین کرده ایم

بیدلان از مرگ می ترسند و ما چون کبک مست

خنده خود را دلیل راه شاهین کرده ایم

چشم آسایش ز منزل داشتن فکری است پوچ

ما ز غفلت خواب خود در خانه زین کرده ایم

بیغمان گر طره دستار زرین کرده اند

ما ز درد عشق روی خویش زرین کرده ایم

نغمه پردازان گلشن را به شور آورده ایم

مصرعی چون شاخ گل هرگاه رنگین کرده ایم

چون کنیم استادگی در دادن سر همچو گل؟

ما که خواب امن در دامان گلچین کرده ایم

نیست صائب ناله ما را اثر در بیغمان

ورنه خون مرده را احیا به تلقین کرده ایم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.