گنجور

غزل شمارهٔ ۵۲۸۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چون قدح از عکس ساقی در بهشت افتاده ام

در خرابات مغان خوش سر نوشت افتاده ام

در جهان آب و گل از درد و داغ عشق او

دوزخی دارم که از یاد بهشت افتاده ام

خارو گل آب از بهارستان وحدت می خورد

من ز غفلت در تمیز خوب وزشت افتاده ام

خم به فکر خاکساریهای من خواهد فتاد

چند روزی بر زمین گر همچو خشت افتاده ام

چون به داغ غربت من دل نسوزد سنگ را

خال موزونم که به رخسار زشت افتاده ام

من که صائب تا به گردن در گل تن مانده ام

زین چه حاصل کز ازل گردون سرشت افتاده ام



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.