گنجور

غزل شمارهٔ ۵۰۰۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

شکست رنگ مرا رنگ همچو مهتابش

ربود خواب مرانرگس گرانخوابش

میان برهمن وبت حصار سنگ کشد

نظر فریبی ابروی همچو محرابش

عقیق خون مسیحا به زیرلب دارد

هنوز تشنه خون است لعل سیرابش

خلیل کو گل ازان روی آتشین چیند؟

کجاست خضر که بیند به عالم آبش ؟

به جامه خانه گردون نظرسیاه مکن

حذر،که گرد رخ اخگرست سنجابش

محیط عشق محال است آرمیده شود

به تیغ موج بریدند ناف گردابش

هنوز مست غرورست چشم او صائب

نکرده سبزه خط زهر درشکر خوابش



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.