گنجور

غزل شمارهٔ ۴۹۸۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سرو گلزار بهشت است قد دلجویش

لاله باغ تجلی است رخ نیکویش

من که از رشک دل روشن خود می سوزم

چون ببینم که شود آینه همزانویش ؟

بخیه راز نهان جوهر شمشیر شده است

بس که شد آینه پردا(ز د)لم ازبویش

خانه اش گر شود از موج حوادث ویران

صائب آن نیست که لنگر بکند ازکویش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام