گنجور

غزل شمارهٔ ۴۹۰۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

میکند جان درتن امید، لعل باده نوش

روی آتشناک، خون بوسه می آرد به جوش

چین ابرو در شکست دل قیامت می کند

ساعد سیمین سبکدست است درتاراج هوش

از هوسناکان خطر دارند گل پیراهنان

وای برآن گل که می افتد به دست گلفروش

در سینه مستان نمی باشد نصیحت را اثر

سرمه نتوانست کردن چشم گویا راخموش

غنچه در دست نسیم صبح عاجز می شود

برنیاید با نگاه خیره،شرم پرده پوش

کم نشد از گریه شوری کز محبت داشتم

آب گوهر دیگ دریا را نیندازد زجوش

عقل پیش عشق نتواند نفس را راست کرد

تالب دریا بود سیلاب راصائب خروش



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify