گنجور

غزل شمارهٔ ۴۸۹۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ناز پروردی که من گردیده ام پروانه اش

گل زنند اطفال جای سنگ بر دیوانه اش

بنده آن سرو بالایم که طوق قمریان

می شود موج شراب ازجلوه مستانه اش

کعبه نتواند قدم درکوی آن کافر گذاشت

نیست خال عاریت برچهره بتخانه اش

هر حبابی یوسفی دارد به زیر پیرهن

هر کف می چشم یعقوبی است در میخانه اش

خال او از موشکافان بیشتر دل می برد

مرغ زیرک رابه دام آرد فریب دانه اش

شمع تردامن ندارد راه در درگاه او

ازفروغ روی چون لعل است شمع خانه اش

سیر جنت می کند درخانه خشک صدف

هرکه باشد چون گهر ازخویش آب و دانه اش

هرنگاه از چشم او صائب بود پیمانه ای

وقت آن کس خوش گردد سرخوش از پیمانه اش



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.