گنجور

غزل شمارهٔ ۴۸۲۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

می کنم سیرگل از چاک گریبان قفس

نبض گلشن را به دست آورده ام ازخاروخس

عندلیبی راکه ازگل با خیال گل خوش است

هیچ باغ دلگشایی نیست چون چاک قفس

می شود شمع امیدش روشن از باد صبا

هرکه در راه طلب چون لاله می سوزد نفس

ناله دل ،زندگی رامانع تعجیل نیست

کاروانی رانسوزد دل به فریاد جرس

اهل معنی دل به معنی ازجهان خوش کرده اند

بلبلان رانیست جز فریاد خود فریادرس

از فروغ دل ،سیه گردد جهان برچشم من

پرتو مهتاب با دزدان کند کار عسس

نیست جزباد بروت از عشق زاهد نصیب

ساحل از دریا چه دارد غیرمشتی خار و خس ؟

بر نمی آید به قانع زور بازوی حریص

از لعاب عنکبوتی می شود عاجز مگس

سرو جنت می شود چون کرد تغییر لباس

هر دلی کامروز شد آزاد از قید هوس

چشم تحسین نیست صائب را ازین گفتارها

از عزیزان جهان دارد دعایی ملتمس



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.