گنجور

غزل شمارهٔ ۴۴۹۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل از تردد وخاطر ز انقلاب برآید

اگر دو روز ز یک مشرق آفتاب برآید

مگر کند عرق شرم پاک نامه ما را

وگر نه کیست که از عهده حساب برآید

رسد به ظالم دیگر همان ذخیره ظالم

نصیب تیر شود پر چو از عقاب برآید

ز ماهتاب کند شیر مست روی زمین را

شب سیاه اگر آن ماه بی نقاب برآید

نبرده است دل از عشق هیچ کس به سلامت

ز آتشی که ملایم بود کباب برآید

همیشه از نگه گرم عاشق است بر آتش

چگونه موی میانش ز پیچ و تاب برآید

فغان که آتش بی زینهار چهره ساقی

امان نداد که دود از دل کباب برآید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.