گنجور

غزل شمارهٔ ۴۳۱۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از بحر فیض قسمت دیگر به من رسید

بردند دیگران کف وعنبربه من رسید

مهر قبول بر ورق من زد آسمان

این داغ همچو لاله احمر به من رسید

هر نشأه ای که در جگر خم ذخیره داشت

یک کاسه کرد عشق چو ساغر به من رسید

روزی که شد محیط کرم آستین فشان

چندین هزار دامن گوهر به من رسید

در یوزه فروغ نکردم ز مهر وماه

این روشنی ز عالم دیگربه من رسید

عمری به شیشه کرد مرا خشکی خمار

تا ساغری ز باده احمربه من رسید

از زهر سبز شد پروبالم چو طوطیان

تا گردی از حلاوت شکر به من رسید

جان در تن شکار کند شست پاک من

فربه شد آن شکار که لاغر به من رسید

منت خدای را که سخنهای آبدار

صائب ز فیض ساقی کوثر به من رسید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور