گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
صائب تبریزی
 

داغی که کوه را جگر گرم لاله کرد

گردون سنگدل به دل ما حواله کرد

هرکس که راه برد به کم عمری بهار

چون لاله صاف ودرد جهان یک پیاله کرد

لیلی به این گنه که به مجنون گرفت انس

خاک سیه به کاسه چشم غزاله کرد

رخسار همچو ماه تو گلگل شد از شراب

هر حلقه ای ز زلف ترا همچو هاله کرد

هر پاره از دلم به جهانی فکند آه

این طفل باددست چه با این رساله کرد

درد هزار ساله ما را به یک نفس

پیر مغان دوا به شراب دوساله کرد

دولت همان به سایه من فخر می کند

قسمت مرا اگر به سگان هم نواله کرد

صائب نمی خورد جگر از فکر برگ عیش

هرکس به درد و داغ قناعت چو لاله کرد

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.