گنجور

 
صائب تبریزی
 

فروغ گوهر دل از سر زبان تابد

صفای باغ ز رخسار باغبان تابد

نمی توان به جگر داغ عشق پنهان کرد

که نور این گهر از روزن زبان تابد

مگر میانجی دیوار جسم برخیزد

که آفتاب تو بر پیشگاه جان تابد

درین زمانه باطل کسی که حق گوید

برای خویش چو منصور ریسمان تابد

اگر چو غنچه مرا صد زبان بود در کام

حجاب عشق تو بر هم گه بیان تابد

به نور عقل نبردیم ره ز خود بیرون

مگر ستاره دیگر ز آسمان تابد

تو گرم جلوه و صائب به خون خود غلطد

که پرتو تو مبادا به این و آن تابد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.