گنجور

غزل شمارهٔ ۳۳۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نه بوی گل، نه رنگ لاله از جا می برد ما را

به گلشن لذت ترک تماشا می برد ما را

دو عالم از تمنا شد بیابان مرگ ناکامی

همان خامی به دنبال تمنا می برد ما را

مکن تکلیف همراهی به ما ای سیل پا در گل

که دست از جان خود شستن به دریا می برد ما را

اگر چه در دو عالم نیست میدان جنون ما

همان بی طاقتی صحرا به صحرا می برد ما را

کمند جذبه خورشید اگر رحمت نفرماید

که چون شبنم ازین پستی به بالا می برد ما را؟

چنان آماده عشقیم از فیض سبکروحی

که حسن صورت دیوار از جا می برد ما را

به طوفان گوهر از گرد یتیمی برنمی آید

چه گرد از چهره دل موج صهبا می برد ما را؟

که باور می کند با این توانایی ز ما صائب؟

که چشم ناتوان او به یغما می برد ما را



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط